خبرها را دنبال میکنید و دلتان شور میزند. شبها دیر خوابتان میبرد. گوشی را که کنار میگذارید، دوباره برش میدارید تا ببینید خبر تازهای آمده یا نه. شاید هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده باشد، اما بدنتان طوری رفتار میکند که انگار خطر همینجاست.
این واکنش ضعف نیست. ذهن انسان برای همین ساخته شده که در برابر تهدید هوشیار شود. اما وقتی تهدید طولانی، مبهم و تکرارشونده است، همین هوشیاری میتواند به اضطرابی فرسودهکننده تبدیل شود. در این نوشته مرور میکنیم که پژوهشهای معتبر دنیا دربارهی اثر جنگ، و حتی ترس از جنگ، بر روان انسان چه میگویند و چه چیزهایی واقعاً کمک میکند.
جنگ چقدر بر سلامت روان اثر میگذارد؟
معتبرترین تخمین جهانی را سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۹ در مجلهی The Lancet منتشر کرد. چارلسون و همکاران با مرور ۱۲۹ مطالعه نشان دادند که در جوامعی که در ده سال گذشته جنگ را تجربه کردهاند، حدود ۲۲ درصد مردم، یعنی از هر پنج نفر یک نفر، دچار افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی هستند. نزدیک به ۹ درصد مردم شکل متوسط تا شدید این اختلالها را دارند.
این عدد بالاست، اما روی دیگرش هم مهم است: بیشتر مردم، حتی در جنگ، دچار اختلال روانی ماندگار نمیشوند. ترس، بیخوابی و دلشوره واکنشهای طبیعی به موقعیتی غیرطبیعیاند و برای بیشتر آدمها با گذشت زمان و با حمایت کافی آرام میشوند. دانستن همین نکته خودش یکی از عوامل محافظ است.
بدن در حالت آمادهباش
وقتی ذهن خطری را تشخیص میدهد، بدن برای «جنگ یا گریز» آماده میشود: ضربان قلب بالا میرود، تنفس تند و سطحی میشود، عضلات منقبض میشوند و خواب سبک میشود. این سازوکار برای خطرهای کوتاه طراحی شده است. وقتی تهدید هفتهها یا ماهها ادامه پیدا میکند، بدن در همین حالت میماند و نتیجهاش علائمی مثل سردرد و گردندرد، تپش قلب، معدهدرد، خستگی مزمن و بیخوابی است.
بسیاری از مراجعان در چنین دورههایی میگویند «اضطراب ندارم، فقط بدنم به هم ریخته». دربارهی اینکه چرا اضطراب اینقدر در بدن احساس میشود، نوشتهی علائم بدنی اضطراب را بخوانید.
ترس از چیزی که هنوز نیامده
یکی از سختترین شکلهای اضطراب جنگ، اضطراب انتظار است: نمیدانیم چه میشود، کی میشود و چقدر طول میکشد. پژوهشها نشان میدهند که خودِ ترس از جنگ، حتی بدون تجربهی مستقیم آن، با پریشانی روانی همراه است.
در مطالعهای که رنیولی و همکارانش در سال ۲۰۲۴ روی ۳۱۰ جوان ایتالیایی انجام دادند، یعنی کسانی که خودشان در منطقهی جنگی نبودند، ترس از جنگ با استرس، اضطراب و افسردگی بیشتر همراه بود. بخشی از این اثر از دو مسیر میگذشت: اضطراب دربارهی آینده و تحملناپذیری عدم قطعیت، یعنی اینکه ندانستن چقدر برای فرد غیرقابل تحمل است. به بیان ساده، آنچه آزارمان میدهد فقط خطر نیست؛ ندانستن است.
خبرها: پنجرهای به جهان یا منبع اضطراب؟
یکی از مهمترین یافتههای این حوزه از پژوهش هولمن، گارفین و سیلور (۲۰۱۴) در مجلهی PNAS میآید. آنها بعد از بمبگذاری ماراتن بوستون حدود ۴٬۷۰۰ نفر را بررسی کردند. کسانی که در هفتهی بعد از حادثه روزی شش ساعت یا بیشتر خبرهای آن را دنبال کرده بودند، علائم استرس حاد بیشتری داشتند، حتی بیشتر از کسانی که خودشان در محل انفجار بودند. هر ساعت خبر بیشتر با استرس بیشتری همراه بود.
مطالعهی دیگری در سال ۲۰۲۴ روی بیش از ۱٬۴۰۰ نفر در لهستان و اوکراین نشان داد که زمان بیشتری که صرف خبرهای جنگ میشود با پریشانی روانی بیشتر همراه است، و حلقهی واسط این رابطه نشخوار فکری است: مرور بیپایان همان افکار نگرانکننده در ذهن.
این یافتهها همبستگیاند، نه اثبات علت؛ اما پیامشان روشن است: آگاه بودن لازم است، غرق شدن در خبر نه. دربارهی نشخوار فکری شبانه، نوشتهی بیخوابی و نشخوار فکری شبانه را هم ببینید.
آوارگی و دوری: وقتی دل جای دیگری است
یک مطالعهی سراسری در اوکراین که در سال ۲۰۲۴ در مجلهی The Lancet Regional Health – Europe منتشر شد، سه گروه را مقایسه کرد: کسانی که در خانهشان ماندند، آوارگان داخلی و پناهندگانی که از کشور رفتند. علائم PTSD در هر سه گروه بالا بود، اما بیشترین شدت در پناهندگان دیده شد. نویسندگان بخش مهمی از این فشار را به خودِ جابهجایی اجباری و سازگاری با فرهنگی تازه نسبت دادند.
جنگ حتی کسانی را که هزاران کیلومتر دورترند هم درگیر میکند. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در The Lancet Regional Health – Western Pacific منتشر شد، زنان ساکن استرالیا را پیش و پس از درگیریهای خاورمیانه بررسی کرد. زنانی که با لبنان، غزه یا سرزمینهای فلسطینی پیوند خانوادگی داشتند، افزایش بیشتری در علائم پانیک و افت بیشتری در کیفیت زندگی نشان دادند، همراه با نگرانی شدید برای خانواده و ناتوانی از بازگشت در شرایط اضطراری.
این یافته برای ایرانیان خارج از کشور بسیار آشناست: دلشوره برای پدر و مادر، تماسهایی که برقرار نمیشوند، و احساس گناه از اینکه «من اینجا امنم و آنها نه».
تجربهی ایران
در سرمقالهای که در پاییز ۲۰۲۵ در Iranian Journal of Psychiatry (مجلهی دانشگاه علوم پزشکی تهران) منتشر شد، محمدی و همکاران پیامدهای روانی جنگ دوازدهروزه را بررسی کردند. به نوشتهی آنها، این جنگ بیش از ۱٬۰۷۰ کشته داشت که حدود ۷۰ درصدشان غیرنظامی بودند. نویسندگان هشدار میدهند که حتی جنگی کوتاه میتواند غیرنظامیان را با همان آسیبهایی روبهرو کند که در مناطق جنگی دیگر دیده شده است، و انتظار دارند اختلال استرس حاد و علائم جسمانی بیشتر دیده شود. آنها بر نیاز به خدمات پایدار سلامت روان، نه فقط کمکهای فوری، تأکید میکنند.
کودکان: آنها بیشتر از آنچه فکر میکنیم میفهمند
مرور نظاممندی روی نزدیک به ۸ هزار کودک در معرض جنگ نشان داد که علائم PTSD، افسردگی و اضطراب در این کودکان شایع است، هرچند میزان آن بسته به نوع و شدت مواجهه بسیار متفاوت است. کودکان خبرها را از چهره و صدای بزرگترها میخوانند. آرامش نسبی والدین، حفظ روال روزانه و توضیح ساده و صادقانه، بدون جزئیات ترسناک، از مهمترین عوامل محافظ برای آنهاست.
اگر این روزها اضطراب، بیخوابی یا دلشوره رهایتان نمیکند، چه در ایران باشید و چه خارج از ایران، در یک جلسهی آشنایی رایگان ۱۵ دقیقهای با هم حرف میزنیم.
نگاه رواندرمانی پویشی: چرا جنگ زخمهای قدیمی را بیدار میکند؟
آمارها میگویند چه کسانی بیشتر آسیب میبینند، اما در اتاق درمان پرسش دیگری هم مهم است: چرا یک خبر، یکی را فقط نگران میکند و دیگری را به وحشت میاندازد؟
از نگاه رواندرمانی پویشی، و در رویکرد D-ISTDP، تهدید بیرونی اغلب احساسهای قدیمی و حلنشده را بیدار میکند:
- درماندگی: موقعیتی که در آن کاری از دست ما برنمیآید، ممکن است تجربههای قدیمی بیپناهی در کودکی را زنده کند.
- خشم: خشم از بیعدالتی، از تصمیمهایی که دیگران برای زندگی ما گرفتهاند. خشمی که جای ابراز ندارد، اغلب به اضطراب، تنش بدنی یا افسردگی تبدیل میشود.
- غم و سوگ: سوگ برای آدمها، برای امنیت از دست رفته، برای آیندهای که تصور میکردیم.
- احساس گناه: بهویژه در کسانی که دورند، یا کسانی که آسیب کمتری دیدهاند.
وقتی این احساسها جایی برای تجربه شدن ندارند، به شکل علامت درمیآیند: بیخوابی، حملهی پانیک، بیحسی هیجانی یا زودرنجی. بخشی از کار درمان این است که این احساسها، در فضایی امن، اسم و جای خود را پیدا کنند.
چه چیزهایی واقعاً کمک میکند؟
گروهی بینالمللی از متخصصان به سرپرستی استیون هابفول در سال ۲۰۰۷، با مرور شواهد موجود، پنج اصل را برای حمایت روانی در بحرانها و فجایع جمعی پیشنهاد کردند. این پنج اصل هنوز پایهی بسیاری از برنامههای حمایت روانی در دنیاست. بر پایهی آنها، چند کار ساده و عملی:
- احساس امنیت: برنامهی سادهای برای شرایط اضطراری داشته باشید: مدارک مهم، شمارههای ضروری، محل امن. داشتن برنامه، اضطراب ندانستن را کم میکند.
- آرام کردن بدن: چند بار در روز چند نفس آرام و عمیق بکشید، بازدم را طولانیتر از دم کنید، و عضلات شانه و فک را آگاهانه شل کنید. خواب را جدی بگیرید.
- احساس توانایی: روی کارهایی تمرکز کنید که در اختیار شماست: روال روزانه، مراقبت از خانواده، کمک به دیگران. حتی کارهای کوچک، حس درماندگی را کم میکنند.
- پیوند با دیگران: با آدمهای نزدیکتان حرف بزنید، نه فقط دربارهی خبرها، بلکه دربارهی احساستان. تنهایی، اضطراب را بزرگتر میکند.
- امید: امید یعنی انکار خطر نیست؛ یعنی یادآوری اینکه شرایط سخت هم میگذرد و بیشتر آدمها از آن عبور میکنند.
و یک توصیهی مشخص بر پایهی پژوهشهای خبر: برای خبر خواندن وقت مشخص بگذارید، مثلاً دو بار در روز و هر بار کوتاه، از یکی دو منبع معتبر. یک ساعت قبل از خواب هم سراغ خبر نروید.
چه زمانی کمک تخصصی بگیریم؟
اگر یکی از اینها را در خودتان یا عزیزانتان میبینید، بهتر است با یک متخصص صحبت کنید:
- علائم بیش از یک ماه ادامه پیدا کرده یا روزبهروز بدتر میشود.
- خواب، کار یا رابطههایتان بهطور جدی مختل شده است.
- خاطرهها یا تصویرهای ناخواسته مدام برمیگردند، یا از هر چیزی که یادآور آنهاست اجتناب میکنید.
- برای کنار آمدن، بیشتر از قبل به الکل، مواد یا داروی آرامبخش پناه میبرید.
- احساس ناامیدی شدید یا فکر آسیب زدن به خود دارید.
اگر در بحران هستید یا فکر آسیب زدن به خود دارید، همین حالا کمک بگیرید. در ایران میتوانید با صدای مشاور بهزیستی (۱۴۸۰) یا اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید. در کشورهای دیگر، با شمارهی اورژانس محلی تماس بگیرید.
منابع
- Charlson, F., van Ommeren, M., Flaxman, A., Cornett, J., Whiteford, H., & Saxena, S. (2019). New WHO prevalence estimates of mental disorders in conflict settings: a systematic review and meta-analysis. The Lancet, 394(10194), 240–248. https://doi.org/10.1016/S0140-6736(19)30934-1
- Holman, E. A., Garfin, D. R., & Silver, R. C. (2014). Media’s role in broadcasting acute stress following the Boston Marathon bombings. PNAS, 111(1), 93–98. https://doi.org/10.1073/pnas.1316265110
- Lushchak, O., Velykodna, M., Bolman, S., Strilbytska, O., Berezovskyi, V., & Storey, K. B. (2024). Prevalence of stress, anxiety, and symptoms of post-traumatic stress disorder among Ukrainians after the first year of Russian invasion: a nationwide cross-sectional study. The Lancet Regional Health – Europe, 36, 100773. https://doi.org/10.1016/j.lanepe.2023.100773
- Li, D.-J., Chudzicka-Czupała, A., et al. (2024). Association between the time spent on and sources of the news of Russo-Ukrainian war and psychological distress among individuals in Poland and Ukraine: the mediating effect of rumination. Psychology Research and Behavior Management, 17, 1855–1866.
- Regnoli, G. M., Tiano, G., & De Rosa, B. (2024). How is the fear of war impacting Italian young adults’ mental health? The mediating role of future anxiety and intolerance of uncertainty. European Journal of Investigation in Health, Psychology and Education, 14(4), 838–855. https://doi.org/10.3390/ejihpe14040054
- Rees, S. J., Whitten, T., Tay, A. K., Suomi, A., Moussa, B., Hassoun, F., Nadar, N., & Silove, D. (2025). The psychological impact of conflict in the Middle East from 2023 to 2025 on Australian communities: a prospective cohort study. The Lancet Regional Health – Western Pacific.
- Mohammadi, M. R., et al. (2025). Mental health consequences of war: lessons from recent conflicts and implications for all, specifically Iranians [Editorial]. Iranian Journal of Psychiatry, 20(4).
- Attanayake, V., McKay, R., Joffres, M., Singh, S., Burkle, F., & Mills, E. (2009). Prevalence of mental disorders among children exposed to war: a systematic review of 7,920 children. Medicine, Conflict and Survival, 25(1), 4–19.
- Hobfoll, S. E., Watson, P., Bell, C. C., et al. (2007). Five essential elements of immediate and mid-term mass trauma intervention: empirical evidence. Psychiatry, 70(4), 283–315. https://doi.org/10.1521/psyc.2007.70.4.283
این نوشته برای آگاهی عمومی است و جای مشاورهی تخصصی یا درمان را نمیگیرد.