
دانشجوی دکتری روانشناسی | بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی | از سال ۱۴۰۰ به صورت تماموقت با متد D-ISTDP کار میکنم.
عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (شماره ۴۲۴۹۹)، عضو APA (شماره ۰۰۲۲۴۷۵۸) و عضو IEDTA.
N.D-ISTDP
عضو IEDTA
عضو APA
+۱۰ سال تجربه
- کسی که بعد از ماهها یا سالها پاکی دچار لغزش شده و نمیداند چرا
- کسی که چندین بار ترک کرده اما هر بار به مصرف برگشته
- خانوادهای که شاهد لغزش عزیزشان بوده و سردرگم است
- درمانگری که با مراجعان معتاد کار میکند و میخواهد لغزش را عمیقتر بفهمد
- هر کسی که میخواهد بداند چرا «اراده» بهتنهایی کافی نیست
- لغزش چیست و چرا اتفاق میافتد؟
- درون مغز در لحظه لغزش — آنچه نوروساینس میگوید
- محرکهای هیجانی: آتش پنهان زیر خاکستر پاکی
- شرم پس از لغزش: چرا بدترین دشمن بهبودی است؟
- ریشه روانپویشی لغزش از دیدگاه D-ISTDP
- یک نمونه بالینی: وقتی پاکی نهساله شکست
- لغزش — مقایسه رویکرد سنتی و رویکرد روانپویشی
- بعد از لغزش چه باید بکنید؟
- سؤالات متداول
- نتیجهگیری
این مقاله برای آموزش و آگاهیبخشی نوشته شده و جایگزین ارزیابی یا درمان بالینی نیست.
اگر دچار لغزش شدهاید یا در مسیر بهبودی هستید، لطفاً با یک متخصص واجد شرایط مشورت کنید.
در موقعیتهای اضطراری با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید.
لغزش در اعتیاد چیست و چرا اتفاق میافتد؟
یکی از دردناکترین لحظاتی که یک نفر در مسیر بهبودی تجربه میکند، همان لحظهای است که بعد از ماهها — یا حتی سالها — پاکی، دوباره به مصرف برمیگردد. در ده سال تجربه بالینیام، این صحنه را بارها دیدهام: فردی که با غرور از پاکیاش حرف میزد، ناگهان با سر به زمین میخورد. و اولین چیزی که میپرسد، همین است: «چرا؟»
لغزش (Relapse) در ادبیات بالینی، بازگشت به مصرف پس از دوره پرهیز است. اما این تعریف خشک، واقعیت پیچیده روانی پشت آن را پنهان میکند. لغزش یک رویداد ناگهانی نیست — فرآیندی است که از هفتهها یا ماهها قبل شروع میشود؛ زمانی که یک چیز ناپردازششده در ناهشیار فرد تکان میخورد.
پژوهشها نشان میدهند که ۴۰ تا ۶۰ درصد افرادی که ترک میکنند، در سال اول دچار لغزش میشوند. این آمار نه نشانه ضعف آنهاست، نه شکست درمان — بلکه نشانهای است که چیزی در عمق روان هنوز دیده نشده.
در مدل G. Alan Marlatt، لغزش سه مرحله دارد: لغزش هیجانی (فشار انباشتهشده)، لغزش ذهنی (افکار و رویاپردازی درباره مصرف) و لغزش فیزیکی (مصرف واقعی). بیشتر مداخلات سنتی فقط مرحله سوم را میبینند — اما ریشه در مراحل اول و دوم است.
من به عنوان رواندرمانگر پویشی، وقتی مراجعی بعد از لغزش پیشم میآید، اولین سؤالم این نیست که «چه موادی مصرف کردی؟» — سؤالم این است: «در هفتههای قبل از لغزش، چه احساسی داشتی که نتوانستی با کسی در میان بگذاری؟»
درون مغز در لحظه لغزش — آنچه نوروساینس میگوید
اعتیاد مغز را تغییر میدهد — این دیگر بحث نیست. آنچه کمتر دربارهاش صحبت میشود این است که پاکی مغز را به حالت قبل از اعتیاد برنمیگرداند. مدار پاداش (Reward Circuit) تغییر یافته باقی میماند، و این یعنی یک محرک هیجانی کوچک میتواند حتی بعد از سالها ولع مصرف شدیدی را فعال کند.
وقتی کسی دچار لغزش میشود، معمولاً قبل از آن یک محرک هیجانی فعال شده — یک جدایی، یک تحقیر، یک احساس تنهایی، یا حتی یک خوشحالی بیش از حد که مغز را به یاد «اوج» قدیمی میاندازد. آمیگدالا (مرکز پردازش هیجان) این سیگنال را به سرعت میگیرد، و اگر قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) — که مسئول تصمیمگیری آگاهانه است — ضعیف باشد، ترمزی وجود ندارد.
«ناهشیار بیمار مانند یک فایل فشرده است — پاکی ظاهری، فایل را باز نمیکند. فقط رواندرمانی عمیق میتواند محتوای آن را پردازش کند.»
در چارچوب پیوند رواندرمانی پویشی و نوروساینس، این چرخه کاملاً قابل توضیح است: هیجانات سرکوبشده در ناهشیار «انجماد» میشوند، اما کاملاً از بین نمیروند. تحت فشار، مثل بخار زیر درپوش، راه خروج پیدا میکنند — و برای فردی که مغزش از اعتیاد الگو گرفته، این راه خروج آشنا است: مصرف مواد.
محرکهای هیجانی: آتش پنهان زیر خاکستر پاکی
از نظر روانپویشی، لغزش در اعتیاد بدون محرک هیجانی اتفاق نمیافتد. این محرک ممکن است آشکار باشد — مثل از دست دادن شغل — یا کاملاً پنهان، مثل یک احساس تنهایی مبهم که فرد حتی نمیتواند نامش را بگذارد. من در کار با مراجعانم این محرکها را در چند دسته میبینم:
مرگ یکی از عزیزان، جدایی، از دست دادن فرصت — وقتی سوگ در اتاق درمان پردازش نشده باشد، در اولین فرصت مناسب سر باز میکند. خیلی از لغزشهایی که من دیدهام، ریشه در یک سوگ قدیمی داشتند.
خشم نسبت به یک شخص مهم — پدر، مادر، همسر، رئیس — که ابراز نشده. فرد نمیتواند خشمش را احساس کند، پس از مسیر اعتیاد، خودش را مجازات میکند. این دقیقاً همان چیزی است که داوانلو «خشم معطوف به خود» مینامد.
وقتی رابطهای عمیقتر میشود، ترس از وابستگی یا ترس از طرد شدن فعال میشود. مخصوصاً در کسانی که دلبستگی ناایمن در کودکی داشتهاند، نزدیکی در روابط میتواند خودش محرک لغزش باشد.
یکی از عجیبترین چیزهایی که در بالین میبینم این است: بعضیها وقتی موفق میشوند — شغل خوب، رابطه سالم، آینده روشن — ناگهان لغزش میکنند. این مقاومت سوپراایگو است — ناهشیاری که احساس میکند «من لیاقت خوشبختی ندارم.»
وقتی فرد ماهها با اراده محض پاک مانده — بدون پردازش هیجانی، بدون درمان عمیق — یک روز ظرفیتش تمام میشود. مثل عضلهای که بیش از حد کشیده شده. این نوع لغزش نشانهای است که رویکرد درمانی باید تغییر کند.
ریشه روانپویشی لغزش از دیدگاه D-ISTDP
در رویکرد D-ISTDP که دکتر حبیب داوانلو بنیانگذاشت، اعتیاد و لغزش را در چارچوب مثلث تعارض میفهمیم: هیجان — اضطراب — دفاع.
مثلث تعارض در لغزش
خشم، غم، ترس، عشق — هیجاناتی که برای ابراز ناامن احساس میشوند و فشار میآورند
فشار هیجانی انباشتهشده تبدیل به اضطراب میشود — سیگنالی که ایگو نمیتواند تحملش کند
مغز یاد گرفته که مواد = راهحل آنی اضطراب. در لغزش، این مکانیسم دفاعی دوباره فعال میشود
در کار با مسعود لئو عمادن — همکار ایرانی دکتر داوانلو، یاد گرفتهام که درمان لغزش باید روی رأس هیجان کار کند، نه فقط رفتار. تا زمانی که فرد نتواند خشم، غم یا ترسش را در فضای ایمن درمان «احساس» کند و از آن عبور کند، هر ارادهای موقتی است.
نقش ظرفیت ایگو در مقاومت در برابر لغزش
یکی از مفاهیم کلیدی در D-ISTDP، ظرفیت ایگو (Ego Capacity) است — توانایی روان برای تحمل و پردازش هیجانات شدید بدون فروپاشی یا فرار. در ارزیابی ظرفیت ایگو، میبینیم که افرادی که بارها لغزش کردهاند، معمولاً ظرفیت ایگوی پایینی دارند — نه به این دلیل که ذاتاً ضعیفاند، بلکه چون هرگز فرصت نداشتهاند این ظرفیت را در فضای درمانی بسازند.
هدف D-ISTDP در کار با اعتیاد دقیقاً همین است: تقویت ظرفیت ایگو از طریق تجربه هیجانی کنترلشده در اتاق درمان، به گونهای که فرد بتواند با محرکهای بیرونی بدون استفاده از مواد کنار بیاید.
یک نمونه بالینی: وقتی پاکی نهساله شکست
مردی چهلوسهساله — بگذارید «آرش» بنامیمش — با ۹ سال پاکی از هروئین پیشم آمد. ظاهری متین، شغل خوب، خانوادهای که به او افتخار میکرد. گفت دو هفته قبل لغزش کرده — «یک بار فقط» — اما همان یک بار داشت همه چیز را خراب میکرد.
وقتی پرسیدم قبل از لغزش چه اتفاقی افتاده بود، کمی مکث کرد: «پدرم مُرد. سه ماه پیش. اما من… گریه نکردم. نمیتوانستم.» در طول سه ماه، آرش برای همه قوی بود — ترتیب مراسم، مراقبت از مادر، قوی بودن برای بقیه. هیچ وقت به خودش اجازه نداد سوگوار باشد.
یک شب، تنها در خانه، یک چیز کوچک — بوی ادکلن پدرش روی یک پیراهن قدیمی — فشار سهماههی سرکوبشده را آزاد کرد. و مغزی که ۹ سال بود یاد گرفته بود درد را با هروئین خاموش کند، همان مسیر قدیمی را پیمود.
در جلسات بعدی، ما روی سوگ پردازشنشده آرش کار کردیم — نه با حرف زدن دربارهاش، بلکه با تجربه واقعی آن در اتاق درمان. اشکهایی که نیامده بودند، خشمی که به پدر داشت اما هرگز مجاز نبود ابراز کند، دلتنگیای که سرکوب شده بود. بعد از هشت جلسه، آرش گفت: «حالا میفهمم لغزشم از کجا آمد. قبلاً فکر میکردم ضعیف بودم — الان میبینم که فقط غم داشتم که جایی برای ریختن نداشت.»
این داستان را نه برای دلسوزی، بلکه برای روشن کردن یک اصل کلیدی تعریف کردم: لغزش پیام یک هیجان درماننشده است. وقتی پیام را بشنویم، لغزش میتواند نقطه عطف درمان باشد — نه پایان آن.
لغزش — مقایسه رویکرد سنتی و رویکرد روانپویشی
بیشتر برنامههای ترک اعتیاد در ایران بر سمزدایی، NA و اراده تکیه دارند. این ابزارها ارزشمند هستند — اما ناقص. جدول زیر نشان میدهد تفاوت نگاه به لغزش در این دو رویکرد چیست:
| معیار مقایسه | رویکرد سنتی | رویکرد روانپویشی (D-ISTDP) |
|---|---|---|
| تعریف لغزش | شکست اراده یا نقض تعهد | پیام هیجانی پردازشنشده |
| واکنش اول | سرزنش، پشیمانی، توبه | کنجکاوی: «چه احساسی فعال شد؟» |
| هدف مداخله | قطع مصرف مجدد | درمان ریشه هیجانی + قطع مصرف |
| نقش شرم | اغلب تقویت میشود | به طور فعال پردازش و کاهش مییابد |
| نقش گذشته | اغلب نادیده گرفته میشود | محور کار: تروما، دلبستگی، کودکی |
| کار با هیجان | مدیریت و کنترل هیجان | تجربه کامل و پردازش هیجان |
| نگاه به لغزش | فاجعه یا شکست | دادهای برای درمان عمیقتر |
| شواهد پژوهشی | متغیر | تأییدشده توسط پژوهشهای Abbass و همکاران |
برای اطلاعات بیشتر درباره شواهد پژوهشی D-ISTDP، میتوانید به مطالعات Centre for Emotions and Health دانشگاه Dalhousie به سرپرستی Allan Abbass مراجعه کنید.
بعد از لغزش چه باید بکنید؟ — یک راهنمای عملی
اگر تازه لغزش کردهاید یا عزیزتان لغزش کرده، این گامها را بخوانید. ترتیب اهمیت دارد:
اگر مصرف ادامه دارد یا نگران اُوردوز هستید، فوری با اورژانس ۱۱۵ یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید. هیچ چیز دیگری مهمتر از ایمنی جسمی نیست.
خیلیها از ترس قضاوت یا از دست دادن درمانگر، لغزش را پنهان میکنند. این اشتباهترین کار است. درمانگر شما برای همین لحظههاست — نه فقط برای وقتی که همه چیز خوب است.
یک کاغذ بردارید و بنویسید: در هفتههای قبل از لغزش، چه اتفاقی افتاد؟ چه کسی چه چیزی گفت؟ چه احساسی داشتید که نتوانستید بگویید؟ این «داده» برای جلسه درمانی بعدی طلاست.
اگر با همان رویکرد قبلی ادامه دهید، احتمال لغزش بعدی بالاست. لغزش نشانهای است که چیزی در درمان باید تغییر کند. رویکرد روانپویشی D-ISTDP در درمان اعتیاد میتواند ریشههایی را که بقیه روشها نمیبینند، روشن کند.
سختترین کار این است — اما مهمترین. لغزش اطلاعاتی درباره آسیبپذیریهای هنوزدرماننشده شما دارد. این اطلاعات، اگر درست استفاده شود، میتواند درمان را عمیقتر از قبل کند.
«در N.D-ISTDP، ما لغزش را نه شکست بیمار، بلکه شکست ناقصبودن مداخله درمانی میبینیم. سؤال درست این است: چه چیزی هنوز در ناهشیار دیده نشده؟»
اگر تا اینجا پرهیز فقط با اراده و معنویت بوده — و رواندرمانی عمیق نداشتهاید — این توضیح میدهد که چرا لغزش اتفاق افتاد. اراده و معنویت ابزار ارزشمندی هستند، اما بدون پردازش هیجانی عمیق، کافی نیستند. میتوانید درباره چرا فقط سمزدایی، درمان اعتیاد نیست بیشتر بخوانید.
سؤالات متداول درباره لغزش در اعتیاد
نتیجهگیری
اگر یک چیز بخواهم از این مقاله برداشت کنید، این است: لغزش معنایش این نیست که شما شکست خوردید — معنایش این است که چیزی هنوز درماننشده است. در ده سال کار بالینیام، ندیدهام کسی «بدون دلیل» لغزش کند. همیشه یک احساس پشتش بوده — خشمی که نتوانسته ابراز کند، غمی که نتوانسته گریه کند، ترسی که نتوانسته نامش را بگوید.
رویکرد D-ISTDP که من با آن کار میکنم، دقیقاً همین لایه ناپیدا را هدف میگیرد. نه با سرزنش، نه با ارادهخواهی، نه با پُر کردن ذهن با اطلاعات — بلکه با رفتن به قلب احساسات سرکوبشدهای که از سالها پیش منتظر دیده شدن هستند. وقتی آن احساسات در فضای امن درمانی دیده و پردازش میشوند، آن فشاری که باعث لغزش میشد، کاهش مییابد.
اگر اکنون بعد از یک لغزش اینجا هستید، بدانید که این میتواند نقطه شروع یک درمان عمیقتر باشد. اگر بارها ترک کردهاید و هر بار برگشتهاید، بدانید که مشکل اراده شما نیست — مشکل این است که ریشه هنوز دیده نشده. و اگر عزیزتان لغزش کرده، بدانید که بهترین کاری که میتوانید بکنید، کمک به یافتن یک رویکرد درمانی درست است — نه سرزنش، نه قهر، نه تسلیم. میتوانید برای اطلاعات بیشتر به منابع Psychology Today درباره ISTDP یا وبسایت IEDTA مراجعه کنید.
لغزش کردهاید؟
بگذارید ریشهاش را پیدا کنیم
با رویکرد D-ISTDP، ما نه فقط به لغزش، بلکه به آنچه پشت آن است نگاه میکنیم — هیجاناتی که سالهاست درمان نشدهاند.

بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی. از سال ۱۴۰۰ به صورت تماموقت با متد D-ISTDP. مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP» و دارنده پروانه اشتغال ۱۲۵۶۴۳۳ از سازمان نظام روانشناسی ایران.