چرا درست وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رود، خودم را خراب می‌کنم؟

افسردگی فقط غم نیست؛ گاهی خشمی است که به درون برگشته

 

🌑 افسردگی، بی‌انگیزگی و خودتخریبی

چرا درست وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رود،
خودم را خراب می‌کنم؟

وقتی رابطه‌ات عالی است، شغلت پیشرفت می‌کند، یا زندگی‌ات برای اولین بار
آرام شده — ناگهان همه چیز خراب می‌شود. و انگار دستی نامرئی در کار است.
آن دست، دست خودت است.

✍️ سعید امدادی
📅 خرداد ۱۴۰۴
⏱ ۱۷ دقیقه مطالعه

سعید امدادی رواندرمانگر پویشی متخصص D-ISTDP

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP

دانشجوی دکتری روان‌شناسی | عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (شماره ۴۲۴۹۹) | عضو APA و IEDTA | بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی | مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP رواندرمانی دوانلویی»

D-ISTDP
N.D-ISTDP
عضو IEDTA
عضو APA
+۱۰ سال تجربه

🎯 این مقاله برای چه کسانی نوشته شده؟
  • کسانی که الگوی «خراب کردن چیزهای خوب» را در زندگی‌شان می‌بینند
  • افرادی که درست قبل از موفقیت مهم، همه چیز را از هم می‌پاشند
  • کسانی که روابطشان وقتی خوب پیش می‌رود ناگهان بحرانی می‌شود
  • افرادی که تعویق انداختن و سبوتاژ کردن اهدافشان برایشان آشناست
  • کسانی که می‌خواهند بدانند چرا «لایق» بودن اینقدر ترسناک احساس می‌شود
  • درمانگرانی که با پدیده مقاومت درمانی روبرو هستند

⚠️ یادداشت بالینی

این مقاله برای آگاهی‌بخشی عمومی است و جایگزین ارزیابی و درمان تخصصی نمی‌شود. اگر الگوهای خودتخریبی به طور جدی کیفیت زندگی، روابط یا شغل شما را تحت تأثیر گذاشته، مشاوره با یک رواندرمانگر متخصص توصیه می‌شود.

پدیده‌ای که همه می‌شناسند اما کمتر می‌فهمند

یکی از مراجعانم — مردی موفق، باهوش، با شغل خوب — یک بار چیزی گفت که ماه‌ها در ذهنم ماند: «من مثل یک بمب هستم که درست وقتی همه چیز سر جایش می‌افتد، منفجر می‌شوم. انگار تحمل خوشبختی را ندارم.»

این جمله با دقتی که فقط از تجربه مستقیم می‌آید، یکی از رازآمیزترین الگوهای روانشناختی را توصیف می‌کند: خودتخریبی ناخودآگاه — یا آنچه در ادبیات انگلیسی self-sabotage نامیده می‌شود.

این الگو عجیب است چون با منطق معمول کار نمی‌کند. فرد می‌خواهد موفق شود، می‌خواهد رابطه خوب داشته باشد، می‌خواهد خوشحال باشد — اما درست در لحظه‌ای که به این‌ها نزدیک می‌شود، چیزی در او فعال می‌شود و همه چیز را خراب می‌کند.

📌 تعریف خودتخریبی ناخودآگاه

خودتخریبی ناخودآگاه الگویی است که در آن فرد — بدون آگاهی کامل — رفتارها، تصمیم‌ها یا واکنش‌هایی انجام می‌دهد که مستقیماً اهداف، روابط یا خوشبختی‌اش را تخریب می‌کنند. این الگو ناآگاهانه است — نه نشانه بدخواهی نسبت به خود، بلکه نشانه یک سیستم ناهشیار که درک متفاوتی از «امنیت» دارد.

من به عنوان رواندرمانگر پویشی، خودتخریبی را نه به عنوان «ضعف اراده» بلکه به عنوان یک منطق ناهشیار می‌بینم. این منطق می‌گوید: «خوشبختی خطرناک است. بهتر است خودم خرابش کنم قبل از اینکه دیگری یا زندگی این کار را بکند.» این درک، کلید فهمیدن این الگو است.

شش چهره خودتخریبی ناخودآگاه

خودتخریبی یک شکل واحد ندارد. در کار بالینی‌ام این الگو را در شکل‌های متنوعی می‌بینم — و گاهی فرد اصلاً نمی‌داند که دارد خودش را تخریب می‌کند:

💣
بحران‌سازی در آستانه موفقیت

درست قبل از مصاحبه مهم، دعوای بزرگ با همسر. درست قبل از ارائه پروژه، «بیمار» شدن. این تصادف نیست.

🔥
خراب کردن روابط در اوج

وقتی رابطه بهترین حالتش است، ناگهان یک دعوای عجیب، یک رفتار دورکننده، یا یک خیانت که «نمی‌دانم چرا» اتفاق افتاد.

تعویق انداختن استراتژیک

کار مهمی که آماده‌اش هستید — اما هر روز «فردا». تا اینکه فرصت می‌گذرد. این تعویق اغلب یک شکل ناهشیار از خودتخریبی است.

🍷
رفتارهای آسیب‌زا در لحظه خوب

پرخوری، مصرف الکل یا مواد، خرج کردن افراطی — درست وقتی زندگی بهتر شده. انگار باید «تاوان» خوشبختی را پرداخت کرد.

🗣️
گفتن چیزهای نابه‌جا

در یک جلسه مهم، ناگهان یک حرف نسنجیده. در یک رابطه خوب، یک اعتراف که «نمی‌دانم چرا گفتم». ذهن ناهشیار راهی پیدا می‌کند.

🚪
ترک کردن قبل از ترک شدن

وقتی رابطه یا شغل خوب است، ناگهان تصمیم به رفتن. «بهتر است خودم بروم قبل از اینکه مرا بیرون کنند» — منطق ناهشیار ترس از طرد.

⚠️ نکته مهم

همه این رفتارها یک ویژگی مشترک دارند: وقتی اوضاع خوب است اتفاق می‌افتند، نه وقتی بد است. این «زمان‌بندی عجیب» کلید شناخت خودتخریبی ناخودآگاه است. اگر این الگو را در خودتان می‌بینید، مقاله‌ام درباره مقاومت سوپراایگو و خنثی‌سازی خودتخریبی می‌تواند بینش عمیق‌تری بدهد.

گناه ناخودآگاه: موتور پنهان خودتخریبی

اگر بخواهم یک عامل را به عنوان مهم‌ترین موتور خودتخریبی ناخودآگاه نام ببرم، آن عامل «گناه ناخودآگاه» است. نه گناهی که آگاهانه احساس می‌کنید — بلکه یک احساس عمیقاً پنهان که می‌گوید: «من لایق این نیستم.»

این گناه ناخودآگاه مثل یک برنامه پس‌زمینه‌ای است که دائماً در حال اجرا است. وقتی زندگی خوب پیش می‌رود، این برنامه فعال می‌شود: «صبر کن — تو لایق این نیستی. باید تاوانش را بپردازی.» و ذهن ناهشیار دقیقاً این کار را می‌کند — مجازات ایجاد می‌کند.

«گناه ناخودآگاه یکی از قدرتمندترین نیروهای روانشناختی است. فرد آگاهانه می‌خواهد موفق شود اما ناهشیارش حکم می‌دهد که موفقیت مجازات می‌خواهد. این تعارض بین خواسته آگاهانه و حکم ناهشیار، اغلب در رفتارهای خودتخریبانه ظاهر می‌شود.»

— دکتر حبیب داوانلو، بنیانگذار D-ISTDP

گناه ناخودآگاه از کجا می‌آید؟

این گناه معمولاً از یکی از این منابع می‌آید:

🔹 پیام‌های کودکی: «تو لایق چیز خوب نیستی»

خانواده‌هایی که در آن‌ها کودک مداوم تحقیر شد، مقایسه شد یا احساس می‌کرد «ناکافی» است. این پیام‌ها درونی می‌شوند و تبدیل به یک باور ناهشیار می‌شوند: «من کافی نیستم.»

🔹 گناه بقا — موفق‌تر بودن از اعضای خانواده

وقتی فرد از خانواده‌ای می‌آید که در آن‌ها پدر یا مادر شکست خورد، یا برادر یا خواهر به موفقیت نرسید — موفقیت می‌تواند با احساس گناه «خیانت» همراه شود. «اگر من موفق شوم و آن‌ها نشدند، پس من بدتر از آن‌هایم.»

🔹 گناه نسبت به کسی که آسیب زدید

گاهی گناه ناخودآگاه ریشه در یک اتفاق واقعی دارد — آسیبی که به کسی زدید، رابطه‌ای که خرابش کردید، کاری که کردید و پشیمانش هستید. این گناه پردازش‌نشده می‌تواند به خودتخریبی تبدیل شود.

🔹 گناه از خشم ناهشیار نسبت به عزیزان

همان‌طور که در مقاله قبلی این خوشه توضیح دادم، خشم سرکوب‌شده نسبت به کسی که دوستش داریم، اغلب به درون برمی‌گردد. بخشی از این برگشت به درون، گناه ناهشیار است که از موفقیت و خوشبختی جلوگیری می‌کند.

برای فهمیدن عمیق‌تر این پویایی و ارتباطش با متاسایکولوژی جدید ناخودآگاه در D-ISTDP، مقاله تخصصی‌ام می‌تواند دیدگاه جامع‌تری بدهد.

سوپراایگوی مجازات‌گر و ترس از لایق بودن

در رویکرد D-ISTDP، ما با مفهومی به نام سوپراایگوی مجازات‌گر کار می‌کنیم — بخشی از روان که نقش «قاضی» را بازی می‌کند. این قاضی نه تنها اشتباهات را مجازات می‌کند، بلکه گاهی موفقیت‌ها را هم مجازات می‌کند.

چطور؟ وقتی فرد باور ناهشیاری دارد که «لایق موفقیت نیست»، هر موفقیتی این باور را به چالش می‌کشد. و ذهن ناهشیار برای حفظ این باور قدیمی — که نوعی «ثبات» ایجاد می‌کند — اقدام می‌کند تا موفقیت را خراب کند.

🧠 منطق ناهشیار خودتخریبی
۱.
باور ناهشیار: «من لایق موفقیت / خوشبختی نیستم»
۲.
موفقیت یا خوشبختی اتفاق می‌افتد → این باور به چالش کشیده می‌شود
۳.
اضطراب ناهشیار فعال می‌شود: «این نباید باشد»
۴.
ذهن ناهشیار «تعادل» را برقرار می‌کند: خودتخریبی → برگشت به حالت قبلی که «آشنا» بود

این فرآیند در مثلث تعارض D-ISTDP قابل رؤیت است. هیجان اصیل (شادی از موفقیت) → اضطراب (ناهشیار از گناه و عدم لیاقت) → دفاع (خودتخریبی برای کاهش اضطراب).

جالب است که تحقیقات جان فردریکسون در حوزه D-ISTDP نشان داده که این الگوها در بدن هم نشانه‌های فیزیولوژیک دارند — که یکی از دلایلی است که کار با بدن در جلسات D-ISTDP اهمیت دارد.

جدول مقایسه: ترس از شکست در برابر ترس از موفقیت

یکی از جالب‌ترین کشفیات روانشناسی این است که گاهی خودتخریبی نه از ترس شکست، بلکه از ترس موفقیت می‌آید. این دو را با هم مقایسه کنیم:

جنبه ترس از شکست 😰 ترس از موفقیت 🏆
منشأ ترس از ناکامی، تحقیر، انتقاد گناه ناخودآگاه، عدم لیاقت، انتظارات بیشتر
زمان خودتخریبی قبل از شروع یا در اوایل درست در آستانه موفقیت
پیام ناهشیار «شکست می‌خورم پس شروع نمی‌کنم» «موفق می‌شوم پس باید خرابش کنم»
آگاهی فرد اغلب از ترس آگاه است اغلب متوجه نیست — «تصادف» می‌بیند
الگو در روابط از رابطه پرهیز می‌کند رابطه را وقتی خوب است خراب می‌کند
احساس بعد از خودتخریبی تسکین موقت از اضطراب آشنایی عجیب — «دوباره همینجایم»
ریشه رایج تجربه شکست‌های تحقیرآمیز گناه ناخودآگاه، سوپراایگوی مجازات‌گر
درمان اولویت‌دار کار با اضطراب و دفاع‌های ناشی از ترس کار با سوپراایگو و گناه ناخودآگاه

* بسیاری از افراد ترکیبی از هر دو ترس را دارند. ارزیابی دقیق بالینی برای تشخیص تفکیک مهم است.

خودتخریبی در درمان: مقاومت درمانی

یکی از جالب‌ترین جاهایی که خودتخریبی ناخودآگاه ظاهر می‌شود، خود اتاق درمان است. در D-ISTDP به این پدیده «مقاومت» می‌گوییم — اما نه به معنای تنبلی یا بی‌همکاری؛ بلکه به معنای یک نیروی ناهشیار که از تغییر جلوگیری می‌کند.

مراجعانی که سال‌ها در درمان بوده‌اند اما «پیشرفت» نمی‌کنند، اغلب این الگو را دارند: هر بار که به نزدیکی breakthrough می‌رسند، چیزی اتفاق می‌افتد — یک بحران در زندگی، یک دعوا با درمانگر، یک تصمیم به ترک درمان، یا حتی یک «فراموشی» از جلسه مهم.

🔍 نشانه‌های مقاومت درمانی به عنوان خودتخریبی
  • فراموش کردن جلسه مهم یا دیر آمدن مداوم
  • تغییر موضوع درست وقتی به چیز مهمی نزدیک می‌شوید
  • ایجاد بحران در زندگی درست بعد از یک پیشرفت درمانی
  • تصمیم ناگهانی به قطع درمان «چون بهتر شدم» — در حالی که هنوز کار اصلی انجام نشده
  • سوال کردن از ارزش درمان درست وقتی درمان دارد کار می‌کند

در D-ISTDP، این مقاومت را نه دشمن درمان بلکه اطلاعات مهم می‌بینیم. وقتی مقاومت ظاهر می‌شود، نشان می‌دهد که داریم به چیز مهمی نزدیک می‌شویم. برای خواندن بیشتر درباره این پویایی، مقاله‌ام درباره مقاومت در رواندرمانی پویشی می‌تواند مفید باشد.

پژوهش‌های آلان ابس نشان داده که یکی از عوامل کلیدی در اثربخشی درمان پویشی، توانایی درمانگر در شناسایی و کار مستقیم با این مقاومت است — نه نادیده گرفتن آن.

نمونه بالینی: داستان «رضا»

📋 نکته محرمانگی: مشخصات این مراجع با رضایت ایشان به صورت کاملاً تغییریافته ارائه شده است.

رضا، مردی ۳۸ ساله که در حوزه کارآفرینی کار می‌کرد، با یک الگوی عجیب پیش من آمد: «هر بار که به موفقیت نزدیک می‌شوم، یک فاجعه اتفاق می‌افتد. سه کسب‌وکار راه انداختم — هر سه را خودم خراب کردم. یکی را با یک شریک اشتباه، یکی را با یک تصمیم مالی عجیب، یکی را با یک رفتاری که هنوز نمی‌فهمم چرا کردم.»

رضا هوشمند بود، می‌دانست این الگو وجود دارد — اما نمی‌دانست چرا. «احساس می‌کنم یک دشمن درونی دارم که دست خودم است.» این توصیف دقیقاً خودتخریبی ناخودآگاه بود.

در جلسات اولیه، وقتی از تاریخچه خانوادگی‌اش پرسیدم، الگو روشن شد. پدرش مردی بود که کسب‌وکار خودش را با یک اشتباه بزرگ از دست داد و هرگز از آن بهبود نیافت. رضا کودکی را دیده بود که پدرش در شکست غرق شده — و ناهشیارانه این پیام را گرفته بود: «موفقیت را از دست دادن دردناک‌ترین چیز ممکن است. پس بهتر است از همان اول نداشتی.»

اما لایه عمیق‌تری هم وجود داشت. رضا احساس می‌کرد اگر موفق‌تر از پدرش بشود، این «خیانت» به پدر است. «پدرم هنوز زنده است و می‌بیند که من دارم چیزی را که او از دست داد می‌سازم. این فکر مرا دیوانه می‌کند.» این «گناه بقا» یکی از موتورهای اصلی خودتخریبی رضا بود.

در کار درمانی با D-ISTDP، با استفاده از مثلث اشخاص، به رابطه رضا با پدرش رفتیم. رضا برای اولین بار توانست خشمش نسبت به پدر را — خشم از اینکه پدر با شکستش، رضا را هم گرفتار کرده — تجربه کند. و بعد از آن، یک غم عمیق: غم برای پدری که می‌خواست موفق ببیندش، اما الگویش را هم منتقل کرده بود.

بعد از این breakthrough، رضا گفت: «برای اولین بار احساس می‌کنم موفق شدن خیانت نیست. شاید موفقیت من، نوعی احترام به پدرم باشد — نه خیانت به او.» این تغییر در نگرش، تغییر رفتاری هم به دنبال داشت.

ریشه‌های کودکی خودتخریبی

خودتخریبی ناخودآگاه ریشه‌های عمیقی در تجربیات کودکی دارد. در کار بالینی‌ام، این الگوهای کودکی را به صورت مکرر می‌بینم:

۱
محیطی که موفقیت را «مجازات» می‌کرد

کودکانی که وقتی خوب عمل می‌کردند، انتظارات بیشتری روی‌شان گذاشته می‌شد — یا حسادت خواهر/برادر یا تحقیر مخفیانه والدین فعال می‌شد — یاد می‌گیرند که موفقیت خطرناک است.

۲
پیام «تو خاص نیستی» یا «جایت بالاتر از این نیست»

خانواده‌هایی که در آن‌ها بلندپروازی «غرور» تلقی می‌شد، یا کودک یاد گرفت «بزرگ نشو، خودت را نبین.» این پیام‌ها درونی می‌شوند و تبدیل به سقف ناهشیار موفقیت می‌شوند.

۳
هماهنگی با والد ناموفق یا افسرده

کودکانی که به صورت ناخودآگاه احساس می‌کردند اگر «بهتر» باشند، والد افسرده یا ناموفق «تنها» می‌ماند. این وفاداری ناهشیار به شکست والد، می‌تواند تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

۴
آشفتگی و عدم پیش‌بینی‌پذیری

در خانواده‌های آشفته، «آرامش» و «خوبی» اغلب قبل از یک طوفان بود. کودک یاد می‌گیرد که خوبی پایدار نیست — پس بهتر است خودش آن را خراب کند قبل از اینکه طوفان بیاید.

مسیر درمان در D-ISTDP

درمان خودتخریبی ناخودآگاه با «زور زدن بیشتر» یا «انگیزه‌بخشی» حل نمی‌شود. چون مشکل در سطح ناهشیار است — و راه‌حل هم باید در همان سطح باشد.

رویکرد D-ISTDP با ابزارهای مستند و اثربخش برای کار در این سطح طراحی شده است. مسیر درمانی معمولاً این گام‌ها را دارد:

۱
نقشه‌برداری از الگو

اول باید الگوی خودتخریبی دقیقاً شناسایی شود: چه زمانی، در چه شرایطی، به چه شکل‌هایی ظاهر می‌شود؟ این نقشه‌برداری خودش درمانی است.

۲
کشف گناه ناخودآگاه

با استفاده از تکنیک‌های D-ISTDP مثل کلاریفیکیشن و فشار درمانی، گناه پنهانی که موتور خودتخریبی است کشف و نامیده می‌شود.

۳
کار با سوپراایگوی مجازات‌گر

سوپراایگوی مجازات‌گر باید مستقیماً به چالش کشیده شود. در D-ISTDP این کار از طریق کار با مقاومت سوپراایگو انجام می‌شود.

۴
تجربه هیجانات ریشه‌ای

خشم، غم و ترس پنهانی که گناه ناخودآگاه را تغذیه می‌کنند، باید در یک فضای امن درمانی تجربه شوند. این breakthrough هیجانی، اغلب نقطه عطف است.

۵
ساختن روایت جدید

پس از پردازش هیجانی، فرد می‌تواند روایت جدیدی از خود و لیاقتش بسازد — نه از سر «تفکر مثبت» مصنوعی، بلکه از سر یک تجربه هیجانی واقعی.

برای اطلاعات بیشتر درباره شواهد پژوهشی این رویکرد، مرکز هیجان و سلامت دانشگاه دالهوزی مستندات جامعی در این حوزه دارد. همچنین مقاله‌ام درباره مسعود لئو عمادن، همکار ایرانی دکتر داوانلو می‌تواند دیدگاه بیشتری درباره این رویکرد بدهد.

❓ پرسش‌های متداول درباره خودتخریبی ناخودآگاه

چرا وقتی همه‌چیز خوب است، ناخودآگاه آن را خراب می‌کنم؟
این الگو اغلب ریشه در گناه ناخودآگاه، ترس از موفقیت یا سوپراایگوی مجازات‌گر دارد. ذهن ناهشیار احساس می‌کند که لایق خوشبختی نیست، یا موفقیت برایش خطرناک است. پس پیش از اینکه دیگری یا زندگی آن را بگیرد، خودش خراب می‌کند. این نه ضعف اراده، بلکه یک منطق ناهشیار است.
خودتخریبی ناخودآگاه چه نشانه‌هایی دارد؟
بیمار شدن درست قبل از یک فرصت مهم، خراب کردن روابط وقتی خوب پیش می‌روند، از دست دادن انگیزه درست در اوج پیشرفت، ایجاد بحران‌های غیرضروری در لحظه‌های خوب، و تعویق انداختن کارهای مهم تا آخرین لحظه — همه اینها می‌توانند نشانه‌های خودتخریبی ناخودآگاه باشند.
آیا خودتخریبی آگاهانه است؟
نه — به همین دلیل است که «ناخودآگاه» نامیده می‌شود. فرد اغلب بعد از خودتخریبی متوجه می‌شود، نه قبل از آن. این الگو از لایه‌های ناهشیار روان می‌آید. آگاهی ذهنی لازم است اما کافی نیست — تغییر واقعی نیاز به کار درمانی در سطح ناهشیار دارد.
چه ارتباطی بین گناه ناخودآگاه و خودتخریبی وجود دارد؟
گناه ناخودآگاه — احساسی که فرد «لایق» خوشبختی یا موفقیت نیست — یکی از اصلی‌ترین موتورهای خودتخریبی است. وقتی زندگی خوب پیش می‌رود، این گناه فعال می‌شود و ذهن ناهشیار به دنبال «مجازات» می‌گردد. خودتخریبی در واقع این مجازات است.
آیا خودتخریبی قابل درمان است؟
بله. در رویکرد D-ISTDP با کار مستقیم با سوپراایگوی مجازات‌گر، گناه ناخودآگاه و مقاومت درمانی، این الگو قابل تغییر است. تغییر نیاز به کار درمانی عمیق دارد — نه فقط آگاهی ذهنی یا «تصمیم» برای تغییر. در ده سال تجربه بالینی‌ام، مراجعان بسیاری را دیده‌ام که از این الگو رها شدند.
چرا بعضی‌ها درست قبل از موفقیت همه چیز را خراب می‌کنند؟
این الگو اغلب ریشه در «ترس از موفقیت» دارد — نه ترس از شکست. موفقیت می‌تواند ترس‌هایی مثل «دیگران از من انتظار بیشتری دارند»، «دیگر بهانه‌ای برای شکست ندارم»، «اگر موفق شوم از خانواده جدا می‌شوم» یا «لایق این نیستم» را فعال کند. ذهن ناهشیار برای پیشگیری از این «خطر»، خودتخریبی می‌کند.

نتیجه‌گیری

خودتخریبی ناخودآگاه یکی از دردناک‌ترین الگوهایی است که می‌توان داشت — چون می‌بینید که خودتان دارید چیزهایی را که می‌خواهید از دست می‌دهید، اما نمی‌توانید جلویش را بگیرید. این حس «مشت زدن به صورت خودت» یکی از تنها‌ترین احساسات ممکن است.

اما آنچه می‌خواهم تأکید کنم این است: این الگو از «بدی» نمی‌آید — از یک سیستم ناهشیار می‌آید که سعی دارد از شما محافظت کند. با منطق کهنه‌ای که دیگر کار نمی‌کند، اما هنوز در حال اجراست. این سیستم قابل تغییر است.

من به عنوان رواندرمانگر پویشی که آموزشم را نزد مسعود لئو عمادن ادامه می‌دهم، دیده‌ام که وقتی گناه ناخودآگاه پردازش می‌شود، وقتی سوپراایگوی مجازات‌گر خنثی می‌شود، وقتی فرد تجربه می‌کند که لایق چیزهای خوب است — خودتخریبی جایش را به چیزی می‌دهد که شاید برای اولین بار ممکن می‌شود: اجازه دادن به خوشبختی.

🌟 قدم بعدی

آماده‌اید اجازه بدهید
چیزهای خوب بمانند؟

اگر الگوی خودتخریبی در زندگی، روابط یا شغل‌تان مکرر است و احساس می‌کنید در این چرخه گیر کرده‌اید، یک جلسه ارزیابی می‌تواند نقطه شروع باشد.

سعید امدادی رواندرمانگر پویشی

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP | عضو IEDTA و APA

عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (شماره ۴۲۴۹۹) | پروانه اشتغال ۱۲۵۶۴۳۳ | مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP» ۱۴۰۵ | بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی

 

برای شروع، یک جلسه‌ی ارزیابی بگیرید — بی‌تعهد برای ادامه‌ی درمان.
ثبت وقت جلسه
ثبت وقت جلسه
آیکون پشتیبانی
تماس با من
بستن
طراحی سایت: ققنوس وب