خانه
←
بیحسی هیجانی چیست؟
←
تفاوت سرکوب با آرامش واقعی

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP | دانشجوی دکتری روانشناسی
بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی، عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (شماره ۴۲۴۹۹)، عضو APA (شماره ۰۰۲۲۴۷۵۸) و عضو IEDTA. مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP» — ادامه آموزش N.D-ISTDP نزد مسعود لئو عمادن از بهار ۲۰۲۴.
N.D-ISTDP
عضو IEDTA
عضو APA
+۱۰ سال تجربه
- ✅ کسانی که فکر میکنند «آدم آرامی» هستند اما گاهی شک میکنند این آرامش واقعی است یا نه
- ✅ افرادی که با مدیتیشن، معنویت یا «ذهنآگاهی» آشنا هستند و میخواهند مرز سالم از ناسالم را بفهمند
- ✅ کسانی که دیگران آنها را «سرد» یا «بیتفاوت» توصیف میکنند در حالی که خودشان احساس آرامش دارند
- ✅ افرادی که نگران هستند «قوی بودن» آنها واقعی است یا نوعی سرکوب
- ✅ درمانگران و دانشجویان روانشناسی که با موضوع تشخیص سرکوب از تنظیم هیجانی کار میکنند
- «من آدم آرامی هستم» — ولی واقعاً؟
- آرامش واقعی چیست؟ — تعریف دقیق
- سرکوب احساسات چیست؟ — غیاب، نه سکوت
- تفاوت بنیادین — جدول مقایسه کامل
- ۵ آزمون عملی برای تشخیص
- دام مدیتیشن و «معنویت دفاعی»
- آنچه بدن میگوید — سیگنالهای جسمی سرکوب
- الگوهای فرهنگی که سرکوب را «آرامش» مینامند
- نمونه بالینی — «من آدم آرامی هستم»
- دیدگاه D-ISTDP — سرکوب در مثلث تعارض
- مسیر رسیدن به آرامش واقعی
- مقالات مرتبط این خوشه
- سؤالات متداول
تشخیص سرکوب هیجانی عمیق نیاز به ارزیابی تخصصی دارد. این مقاله ابزارهای کلی برای خودآگاهی ارائه میدهد، نه تشخیص بالینی. اگر شک دارید، با یک متخصص مشورت کنید.
«من آدم آرامی هستم» — ولی واقعاً؟
در ده سال کار بالینیام، یک جمله را بیشتر از هر چیز دیگری شنیدهام: «من آدم آرامی هستم.» گاهی با افتخار گفته میشود، گاهی با تعجب، گاهی با یک لحن دفاعی که خودش چیزی میگوید.
مشکل اینجاست که «آرامش» یکی از پرکاربردترین کلماتی است که هم برای توصیف عمیقترین سلامت روانشناختی و هم برای توصیف یکی از آسیبزاترین مکانیسمهای دفاعی به کار میرود. این دو چیز کاملاً متفاوتاند — اما از بیرون، ظاهر مشابهی دارند.
تفاوت سرکوب احساسات با آرامش واقعی یکی از مهمترین تشخیصهایی است که هم مراجعان و هم گاهی درمانگران با آن دستوپنجه نرم میکنند. در این مقاله — که بخشی از خوشه بیحسی هیجانی است — میخواهم این تفاوت را با دقت و صداقت باز کنم.
«آرامش واقعی آن سوی طوفان است، نه آن سویی که هرگز وارد طوفان نشدهای.»
— سعید امدادی، از تجربه بالینی
آرامش واقعی چیست؟
بگذارید با تعریف دقیق آرامش واقعی شروع کنیم — چون بسیاری از سوءتفاهمها از اینجا نشأت میگیرند.
آرامش واقعی یا equanimity در روانشناسی، حالتی است که در آن فرد کاملاً حاضر است — با هیجانات خود در تماس است — اما توسط آنها غرق نمیشود. این یعنی هیجانات وجود دارند، احساس میشوند، جاری میشوند، و عبور میکنند. بدون اینکه فرد را ببلعند یا مجبور به فرار باشد.
حضور کامل: فرد میتواند با موقعیتهای دردناک و شادیآور هر دو کاملاً حاضر باشد. نه از یکی فرار میکند، نه به دیگری چنگ میزند.
انعطاف هیجانی: هیجانات کامل طیف دارند — میتواند هم بخندد هم گریه کند، هم خشم داشته باشد هم محبت — بسته به موقعیت.
ظرفیت تحمل: وقتی هیجان سخت است، فرد میتواند آن را تحمل کند بدون اینکه «منفجر» یا «منجمد» شود.
خودآگاهی: فرد میداند چه احساسی دارد و میتواند آن را — حتی اگر دردناک باشد — نام ببرد و بیان کند.
رابطههای عمیق: میتواند با دیگران واقعاً ارتباط برقرار کند — چون آسیبپذیری برایش خطرناک نیست.
به عبارت دیگر، آرامش واقعی با هیجانات است، نه به جای آنها. این نکته ظریف اما بنیادی است. کسی که واقعاً آرام است، اگر خبر ناگوار بشنود، گریه میکند. اگر ظلمی ببیند، خشم میکند. اگر ضرر کند، ناراحت میشود. تفاوت این است که این هیجانات او را کنترل نمیکنند — بلکه او با آنها کنترل دارد.
در ادبیات تجربه هیجان در D-ISTDP، به این ظرفیت «تجربه هیجان بدون فروپاشی» میگویند — و این یکی از هدفهای اصلی درمان است.
سرکوب احساسات چیست؟ — غیاب، نه سکوت
سرکوب هیجانی را باید از دو زاویه بفهمیم: آگاهانه و ناآگاهانه. سرکوب آگاهانه (Suppression) وقتی است که فرد هیجانی را احساس میکند اما تصمیم میگیرد آن را ابراز نکند — مثلاً در یک جلسه کاری خشم را حبس میکند. این لزوماً مشکل نیست.
اما سرکوب ناآگاهانه (Repression) — که در مکانیسمهای دفاعی D-ISTDP به تفصیل بررسی میشود — چیز دیگری است. اینجا فرد حتی نمیداند چه احساسی دارد. هیجان قبل از رسیدن به آگاهی، مسدود میشود. نتیجه آرامش به نظر میرسد — اما از نوع دیگری.
🔴 سرکوب ناآگاهانه — مشخصههای اصلی
- هیجان احساس نمیشود — حتی در موقعیتهایی که باید
- فرد نمیداند چه چیزی را سرکوب میکند
- انرژی زیادی صرف حفظ این سرکوب میشود
- با گذشت زمان هزینههای جسمی و روانی ایجاد میکند
- در روابط به شکل «دور بودن» یا «سردی» ظاهر میشود
🟡 سرکوب آگاهانه — تفاوت مهم
- فرد میداند چه احساسی دارد — فقط انتخاب میکند الان ابراز نکند
- موقتی است — بعداً فرصت پردازش پیدا میکند
- در زمینه و موقعیت مناسب هیجان را تجربه میکند
- رابطههایش عمق دارد
- جسمش علائم مزمن ندارد
وقتی سرکوب ناآگاهانه الگوی غالب زندگی یک فرد میشود، آنچه از بیرون «آرامش» به نظر میرسد، در واقع نوعی از بیحسی هیجانی است. هیجانات آنجا نیستند که فرد آرام باشد — بلکه آرام به نظر میرسد چون هیجانات به آگاهی نمیرسند.
«تفاوت آرامش واقعی با سرکوب مثل تفاوت دریای آرام با دریای یخزده است. هر دو سطح صافی دارند — اما یکی زنده است و دیگری فقط منجمد.»
— مسعود لئو عمادن، متخصص N.D-ISTDP
تفاوت بنیادین — جدول مقایسه کامل
این جدول خلاصهای از مهمترین تفاوتهایی است که در کار بالینیام بین این دو حالت میبینم. برخی از این تفاوتها ظریفاند — اما در مجموع تصویر روشنی میسازند:
| معیار | آرامش واقعی | سرکوب احساسات |
|---|---|---|
| هیجانات | حاضر، جاری و تعادلیافته | غایب یا مسدود |
| گریه کردن | میتواند آزادانه گریه کند | دشوار یا غیرممکن است |
| ابراز خشم | سالم و متناسب با موقعیت | سرکوب یا انفجاری |
| روابط صمیمی | عمیق و آسیبپذیر | سطحی یا دور |
| درد عاطفی دیگران | همدلی واقعی احساس میکند | ناراحتی یا بیتفاوتی |
| موقعیتهای بحرانی | هیجان + عملکرد هر دو حفظ میشوند | فقط عملکرد — هیجان قطع است |
| علائم جسمی | معمولاً سالم | اغلب تنش، سردرد، مشکل گوارشی |
| خودآگاهی | میداند چه احساسی دارد | اغلب نمیداند چه احساسی دارد |
| واکنش به انتقاد | میتواند بشنود و بیندیشد | بیتفاوتی یا دفاع ناگهانی |
| لذت از زندگی | واقعی و کامل | کاهش یافته یا غایب |
| منبع | ظرفیت ایگوی قوی | مکانیسم دفاعی |
۵ آزمون عملی برای تشخیص
این آزمونها ابزارهای خودآگاهیاند، نه تشخیص بالینی. اما در طول سالها به مراجعانم کمک کردهاند این سؤال مهم را با صداقت بررسی کنند. با خودتان صادق باشید:
آزمون «موقعیت دردناک»
برای هیجانات منفی
آخرین باری که خبر واقعاً ناگوار یا دردناکی شنیدید — فوت کسی، جدایی، از دست دادن — چه اتفاقی در بدنتان افتاد؟
✅ آرامش واقعی:
احساس فشار در سینه، غم، شاید گریه — و سپس توانایی کنار آمدن. هیجان آمد، ماند، و گذشت.
🚩 سرکوب:
هیچ چیزی احساس نکردید — یا خیلی سریع «کنار گذاشتید» بدون اینکه چیزی را پردازش کرده باشید.
آزمون «نظر دیگران»
برای آگاهی از تأثیر اجتماعی
آیا کسانی در زندگیتان هستند که شما را «سرد»، «دور»، «غیرقابل خواندن» یا «بیتفاوت» توصیف کردهاند؟
✅ آرامش واقعی:
دیگران شما را «آرام» میبینند اما قابل ارتباطگیری. در مواقع لازم هیجانتان را میبینند.
🚩 سرکوب:
چند نفر مستقل از هم در طول زندگی این توصیفها را دادهاند — خصوصاً در روابط صمیمی.
آزمون «بدن»
برای سیگنالهای جسمی
آیا علائم جسمی مزمن دارید که دلیل پزشکی مشخصی برایشان پیدا نشده؟ سردرد مکرر، تنش عضلانی، مشکلات گوارشی، درد مزمن؟
✅ آرامش واقعی:
بدن معمولاً سالم است. استرس موقتی است و با استراحت برطرف میشود.
🚩 سرکوب:
علائم روانتنی مزمن که هیجانات سرکوبشده راه دیگری برای ابراز پیدا کردهاند.
آزمون «درام دیگران»
برای ظرفیت همدلی
وقتی کسی جلوی شما گریه میکند یا درد عمیقی را تعریف میکند، درون شما چه اتفاقی میافتد؟
✅ آرامش واقعی:
همدلی واقعی احساس میکنید — شاید حتی اشکتان درمیآید — اما همزمان ظرفیت حمایت دارید.
🚩 سرکوب:
احساس ناراحتی درونی، میل به تغییر موضوع، یا بیتفاوتی — حتی با خواست واقعی برای کمک.
آزمون «تنهایی آگاهانه»
برای ارتباط با درون
در یک فضای کاملاً ساکت — بدون موبایل، موسیقی یا هر محرک خارجی — بنشینید و با خودتان باشید. پس از چند دقیقه چه احساسی دارید؟
✅ آرامش واقعی:
سکوت را تحمل میکنید، شاید هیجاناتی میآیند و میروند — اما با خودتان کنار هستید.
🚩 سرکوب:
بیقراری شدید، نیاز فوری به پر کردن سکوت، یا احساس تهیبودن ناراحتکننده.
تفسیر: اگر پاسخهای شما بیشتر در ستون «سرکوب» است، این نشانهای است که ارزش دارد با یک متخصص صحبت کنید. اگر ترکیبی از هر دو است — این طبیعی است. هیچکس کاملاً در یک طرف نیست. مهم جهت حرکت است.
دام مدیتیشن و «معنویت دفاعی»
یکی از ظریفترین و مهمترین موضوعاتی که باید دربارهاش صحبت کنم، رابطه بین سرکوب هیجانی و برخی رویکردهای معنوی و مدیتیشن است. این موضوع را با احتیاط مطرح میکنم — چون مدیتیشن و معنویت به خودی خود ابزارهای قدرتمند سلامت روانی هستند.
مشکل وقتی است که این ابزارها ناآگاهانه برای فرار از هیجانات به جای حضور با آنها استفاده شوند. در کار بالینیام اسم این پدیده را «معنویت دفاعی» گذاشتهام.
🔸
«این هم میگذرد» — همیشه: وقتی هر هیجانی — حتی خشم مشروع یا غم عمیق — با این جمله فوری خاموش میشود، احتمالاً پردازش اتفاق نمیافتد.
🔸
مدیتیشن به عنوان فرار: استفاده از مدیتیشن درست وقتی که هیجان سختی میآید، به جای ماندن با آن. این «خاموش کردن اورژانسی» است، نه آرامش.
🔸
«من روی هیجاناتم کار کردهام»: گاهی این جمله درست است — اما گاهی نشانهای از اجتناب است. کار واقعی با هیجانات، هیجانات را ضعیفتر نمیکند — توانایی تحملشان را قویتر میکند.
🔸
«بخشیدم و رها کردم»: بخشش واقعی یک فرآیند است که از تجربه کامل هیجان میگذرد. بخشش بدون عبور از خشم یا غم، اغلب سرکوب با لباس معنوی است.
برعکس، مدیتیشن درست ابزاری است که به فرد کمک میکند با هیجانات حاضر باشد — نه از آنها فرار کند. این تفاوت ظریف اما اساسی است. پژوهشهای رواندرمانی مدرن نشان میدهند که ترکیب ذهنآگاهی با پردازش هیجانی میتواند نتایج بسیار بهتری نسبت به هر کدام به تنهایی داشته باشد.
آنچه بدن میگوید — سیگنالهای جسمی سرکوب
یکی از چیزهایی که در کار با اضطراب در D-ISTDP یاد گرفتم این است: بدن دروغ نمیگوید. وقتی ذهن هیجانی را سرکوب میکند، بدن آن را به شکل دیگری نشان میدهد.
هیجانات سرکوبشده جایی باید بروند. فیزیولوژی بدن این را تضمین میکند. اگر مسیر طبیعی — تجربه و ابراز هیجان — بسته باشد، هیجان از مسیرهای دیگری عبور میکند.
سردرد و میگرن
اغلب با خشم سرکوبشده مرتبط است — به ویژه تنش در ناحیه گردن و شانهها
مشکلات تنفسی
تنگی نفس، تنفس سطحی، احساس فشار در قفسه سینه بدون علت پزشکی
مشکلات قلبی-عروقی
فشار خون بالا، تپش قلب، که با سرکوب مزمن هیجانات — خصوصاً خشم — مرتبط است
مشکلات گوارشی
IBS، سندرم روده تحریکپذیر، ناراحتیهای معده که با استرس و اضطراب سرکوبشده مرتبطند
درد عضلانی مزمن
تنش مزمن در عضلات، خصوصاً گردن، کمر و فک — بدن حالت «آمادهباش» دائمی دارد
اختلال خواب
بیخوابی شبانه که اغلب با نگرانیهای پردازشنشده در طول روز مرتبط است
نکته مهم: وجود این علائم لزوماً نشانه سرکوب هیجانی نیست — همیشه ابتدا علل پزشکی باید بررسی شوند. اما اگر آزمایشها نتیجه مشخصی ندادند و علائم با استرس بدتر میشوند، ارزش دارد بُعد روانشناختی هم بررسی شود.
الگوهای فرهنگی که سرکوب را «آرامش» مینامند
بخشی از دشواری تشخیص سرکوب از آرامش در فرهنگ ماست. در ایران — و در بسیاری از فرهنگهای شرقی — پیامهای فرهنگی قویای وجود دارد که سرکوب را به عنوان فضیلت معرفی میکنند.
❌ «مرد نباید گریه کند»
یکی از مضرترین پیامهای جنسیتی که به مردان یاد میدهد سیستم هیجانیشان را خاموش کنند. نتیجه؟ مردانی که «آرام» به نظر میرسند اما از درون تخلیه شدهاند — و این به طور مستقیم با ناتوانی در گریه کردن مرتبط است.
❌ «خوشی را نگو تا نشه»
این باور فرهنگی ابراز هیجانات مثبت را هم مشکلدار میکند. وقتی نه غم ابراز میشود نه شادی، چه چیزی باقی میماند؟ دقیقاً آن بیحسیای که بیتفاوتی نسبت به زندگی را میسازد.
❌ «صبر کن، این هم میگذرد»
صبر فضیلت است — اما صبری که از عبور از هیجان میگذرد، نه از دفن کردن آن. وقتی به کسی که در درد است بلافاصله گفته میشود «صبور باش»، ناخواسته پیام میدهیم: «احساس نکن.»
❌ «به خاطر بچههات قوی باش»
این جمله به ظاهر مراقبانه، اغلب به والدین یاد میدهد که هیجاناتشان را پنهان کنند. در حالی که تحقیقات نشان میدهد بچهها از والدینی که هیجانات را سالم ابراز میکنند، بیشتر یاد میگیرند.
از اتاق درمان — «من آدم آرامی هستم»
کاوه (نام مستعار)، مردی ۴۲ ساله و مدیر میانی یک شرکت بزرگ، با این جمله اول جلسه را شروع کرد: «من آدم آرامی هستم. همه میگویند. حتی در بدترین شرایط آرام میمانم.» این را نه با افتخار، بلکه با یک لحن کمی گیج گفت — انگار خودش هم از این «ویژگی» مطمئن نبود.
دلیل آمدنش؟ همسرش گفته بود «با تو احساس تنهایی میکنم.» بعد از پانزده سال ازدواج. کاوه میگفت: «نمیفهمم. من که دعوا نمیکنم. کنارشم. تأمینش میکنم. چی میخواد؟»
در جلسات اول، جملههایش همه فکری بودند — هیچ هیجانی در صدا، در بدن، در انتخاب کلمات نبود. وقتی از یک خاطره دردناک تعریف میکرد، گویی درباره اخبار صحبت میکند. وقتی از لحظات شاد میگفت، همان لحن.
در جلسه پنجم، از او خواستم درباره مرگ پدرش صحبت کند — ده سال پیش. با همان آرامش توصیف کرد. «خب، همه میمیرند.» پرسیدم: «همان لحظهای که خبر را شنیدی — در بدنت چه اتفاقی افتاد؟» برای اولین بار مکثی کرد. «هیچ چیزی. فکر کردم باید با تشییعجنازه چیکار کنم.»
با استفاده از کلاریفیکیشن در جلسات بعدی، تدریجاً روشن شد که کاوه از ده سالگی — وقتی پدرش برای اولین بار در اثر اعتیاد غیب شده بود — یاد گرفته بود که «احساس کردن خطرناک است.» یاد گرفته بود که اگر انتظار داشته باشی، ناامید میشوی. پس انتظار نداشته باش. احساس نکن.
آرامش کاوه — که همه تحسینش میکردند — سپری بود که یک پسر ده ساله برای بقا ساخته بود. مشکل این بود که این سپر ۳۲ سال بعد هنوز پابرجا بود — و همسرش نه با کاوه، بلکه با این سپر زندگی میکرد.
دیدگاه D-ISTDP — سرکوب در مثلث تعارض
در چارچوب مثلث تعارض D-ISTDP، سرکوب احساسات به وضوح جایش مشخص است. مثلث تعارض سه ضلع دارد: هیجان، اضطراب، و دفاع.
ضلع اول: هیجان
یک هیجان واقعی شکل میگیرد — خشم، غم، ترس، عشق. این هیجان در بدن احساس میشود و میخواهد ابراز شود.
ضلع دوم: اضطراب
هیجان اضطراب ایجاد میکند — «اگر این را احساس کنم، چه میشود؟ آیا میتوانم تحمل کنم؟ آیا رابطهام آسیب میبیند؟» اضطراب سیگنالی است که میگوید هیجان نزدیک است.
ضلع سوم: دفاع (سرکوب)
برای کاهش اضطراب، ذهن از مکانیسم دفاعی استفاده میکند. سرکوب یکی از قویترین این مکانیسمهاست — هیجان را قبل از رسیدن به آگاهی متوقف میکند. نتیجه: «آرامش» — اما از نوع تهیشده.
هدف D-ISTDP: کمک به مراجع تا مستقیماً به هیجان اصلی برسد — بدون اینکه اضطراب یا دفاع مانع شود. این کار با چالش درمانی، فشار درمانی و کلاریفیکیشن انجام میشود — همه در خدمت یک هدف: رساندن فرد به تجربه واقعی هیجاناتش.
«هدف ما این نیست که بیمار احساساتیتر شود. هدف این است که آزاد باشد — آزاد برای انتخاب اینکه چه احساسی داشته باشد و چگونه آن را تجربه کند. این آزادی است که آرامش واقعی میسازد.»
— دکتر حبیب داوانلو، بنیانگذار D-ISTDP
مسیر رسیدن به آرامش واقعی
آرامش واقعی به دست میآید — اما نه از طریق خاموش کردن هیجانات. از طریق تقویت ظرفیت تحمل آنها. این تفاوت بنیادی است.
مسیر این است: نه از هیجانات فرار کن، نه توسط آنها غرق شو. با آنها باش. این همان چیزی است که رویکردهای هیجانمحور تلاش میکنند بسازند.
شناخت تفاوت — اولین قدم
همین که الان این مقاله را میخوانید و از خودتان میپرسید «آیا آرامش من واقعی است؟» اولین قدم است. خودآگاهی پیشنیاز هر تغییری است.
توجه به بدن
هیجانات در بدن هستند. تمرین کنید در طول روز به احساسات جسمیتان توجه کنید — نه برای تفسیر، فقط برای توجه. این اول قدم باز کردن کانالهای هیجانی است.
مجوز دادن به هیجانات
اگر فیلم یا موسیقیای حسی را برمیانگیزد، بگذارید. اگر در یک موقعیت غمگینکننده اشکی میآید، اجازه دهید. این تمرین ظرفیت تحمل هیجان را بالا میبرد.
رواندرمانی تخصصی
اگر سرکوب عمیق است — ریشه در تروما، دلبستگی ناایمن یا الگوهای کودکی — کار فردی با متخصص ضروری است. IEDTA فهرستی از متخصصان معتبر در رویکردهای هیجانمحور ارائه میدهد.
روابط امن
آرامش واقعی در روابط ساخته میشود. روابطی که در آن میتوانید آسیبپذیر باشید — با شریک زندگی، با دوستان، با درمانگر — پایههای آرامش واقعی را میسازند.
مقالات مرتبط این خوشه
این مقاله بخشی از خوشه محتوایی جامع درباره بیحسی هیجانی و سرکوب احساسات است. مقالات دیگر این خوشه زوایای مکمل همین موضوع را بررسی میکنند:
صفحه اصلی خوشه
بیحسی هیجانی چیست؟ چرا گاهی هیچ احساسی را تجربه نمیکنیم
راهنمای جامع — علل، انواع، پیامدها و مسیر درمان
مقاله ۲
چرا نمیتوانم گریه کنم، حتی وقتی واقعاً غمگینم؟
ریشههای روانشناختی ناتوانی در گریه کردن
مقاله ۳
بیتفاوت شدهام — چیزهایی که قبلاً دوست داشتم دیگر خوشحالم نمیکنند
anhedonia چیست و چطور از آن خارج شویم
مقاله ۵
چرا در روابطم احساساتم را پنهان میکنم؟
ریشههای دلبستگی و ترس از آسیبپذیری در روابط
مقاله ۶
بیحسی هیجانی یا افسردگی؟ چطور تشخیص دهیم
راهنمای تشخیص افتراقی — چه زمانی باید کمک بگیریم
❓ سؤالات متداول
نتیجهگیری — از سکوت یخزده به آرامش زنده
وقتی کاوه — مردی که همه او را «آرام» میدانستند — برای اولین بار در جلسه درمان گریه کرد، چیز جالبی گفت: «فکر میکردم اگر گریه کنم، ضعیف میشوم. اما الان احساس میکنم برای اولین بار واقعی هستم.»
این جمله بهترین توصیف تفاوتی است که تمام این مقاله دربارهاش نوشتم. سرکوب احساسات ممکن است ظاهر آرامش داشته باشد — اما درون آن چیزی زنده نیست. آرامش واقعی درست برعکس است: پر از زندگی، پر از هیجان — اما تعادلیافته.
اگر با خواندن این مقاله در خودتان نشانههایی از سرکوب دیدید، این شجاعت میخواهد. شجاعت برای پرسیدن «آیا آرامش من واقعی است؟» اولین قدم است. و این که این سؤال را پرسیدید، نشان میدهد بخشی از شما آماده است تغییر را شروع کند.

نوشته:
سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP | عضو APA (۰۰۲۲۴۷۵۸) | عضو IEDTA
دانشجوی دکتری روانشناسی | مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP رواندرمانی دوانلویی» ۱۴۰۵
ادامه آموزش و سوپرویژن N.D-ISTDP نزد مسعود لئو عمادن از بهار ۲۰۲۴
© ۱۴۰۴ سعید امدادی — بازنشر با ذکر منبع مجاز است. این محتوا جایگزین مشاوره بالینی تخصصی نمیشود.