دفاع روانی چیست و چرا مانع تغییر واقعی می‌شود؟

دفاع روانی چیست و چرا مانع تغییر واقعی می‌شود؟



🛡️ مفاهیم بنیادی D-ISTDP

دفاع روانی چیست
و چرا مانع تغییر واقعی می‌شود؟

وقتی ذهن برای بقا دیواری می‌سازد که بعداً زندانتان می‌کند —
یک رواندرمانگر پویشی با بیش از ده سال تجربه بالینی توضیح می‌دهد.


✍️ سعید امدادی


📅 خرداد ۱۴۰۴


⏱️ ۱۵ دقیقه مطالعه


🎓 سطح: پیشرفته



سعید امدادی — رواندرمانگر پویشی متخصص D-ISTDP

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP

دانشجوی دکتری روان‌شناسی | دارنده پروانه اشتغال ۱۲۵۶۴۳۳ | عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (شماره ۴۲۴۹۹) |
بیش از ده سال تجربه بالینی | از سال ۱۴۰۰ به صورت تمام‌وقت با متد D-ISTDP.

D-ISTDP
N.D-ISTDP
عضو IEDTA
عضو APA
+۱۰ سال تجربه



🎯 این مقاله برای چه کسانی نوشته شده؟
  • کسانی که می‌دانند مشکل دارند اما نمی‌توانند تغییر کنند
  • افرادی که در جلسات درمانی احساس می‌کنند «جایی نمی‌رسند»
  • درمانگران و دانشجویان روانشناسی که می‌خواهند مفهوم دفاع را عمیق‌تر بشناسند
  • کسانی که در روابطشان الگوهای تکرارشونده می‌بینند و علت را نمی‌دانند
  • هرکسی که شنیده «دفاع روانی» یعنی چه، اما تعریف واقعی‌اش را نمی‌داند



📋 فهرست مطالب
  1. دفاع روانی چیست؟ تعریف دقیق بالینی
  2. چرا دفاع شکل می‌گیرد؟ ریشه در کودکی
  3. انواع مکانیسم‌های دفاعی در D-ISTDP
  4. چرا دفاع مانع تغییر واقعی می‌شود؟
  5. دفاع در مثلث تعارض دوانلو
  6. نمونه بالینی واقعی: دیواری که نمی‌دیدیم
  7. رویکرد D-ISTDP به دفاع: نه مبارزه، بلکه روشن‌سازی
  8. جدول مقایسه: دفاع‌های مختلف و پیامدشان
  9. سؤالات متداول
  10. نتیجه‌گیری



⚠️ یادداشت مهم

این مقاله صرفاً برای اهداف آموزشی و آگاه‌سازی نوشته شده است و جایگزین ارزیابی و درمان تخصصی نمی‌شود.
شناسایی و کار با دفاع‌های روانی باید زیر نظر یک رواندرمانگر مجرب انجام شود.
اگر علائم بالینی جدی دارید، لطفاً با متخصص مشورت کنید.



دفاع روانی چیست؟ تعریف دقیق بالینی

وقتی برای اولین بار با مفهوم «دفاع روانی» روبرو می‌شویم، تصور می‌کنیم چیزی پیچیده و دور از دسترس است.
اما در ده سال تجربه بالینی‌ام، بارها دیده‌ام که دفاع‌ها در ساده‌ترین لحظات روزمره حضور دارند —
وقتی کسی به جای گریه کردن می‌خندد، وقتی به جای گفتن «دوستت دارم» توضیح می‌دهد، وقتی به جای عصبانیت، کوتاه می‌آید.

در چارچوب رواندرمانی پویشی D-ISTDP،
دفاع روانی به هر فرآیند ذهنی‌ای گفته می‌شود که ذهن برای کاهش اضطراب ناشی از هیجانات ناهشیار به کار می‌گیرد.
این تعریف ساده اما عمیق است: دفاع نه یک اشتباه است، نه یک ضعف — بلکه یک راه‌حل قدیمی است که زمانی کارساز بود.

💡 تعریف فنی دفاع روانی در D-ISTDP

دفاع روانی (Defense Mechanism) مجموعه‌ای از الگوهای ذهنی، رفتاری و ارتباطی است که
ذهن برای جلوگیری از تجربه هیجانات دردناک — به‌ویژه خشم، عشق، سوگ و اضطراب — فعال می‌کند.
در مدل دوانلو، دفاع‌ها در رأس «مثلث تعارض» قرار دارند و اولین چیزی هستند که درمانگر با آن‌ها روبروست.
برای آشنایی بیشتر با این مثلث، مطلب
مثلث تعارض در D-ISTDP
را مطالعه کنید.

فروید اولین کسی بود که مفهوم دفاع را وارد روانشناسی کرد، اما دکتر حبیب داوانلو آن را از سطح نظری به ابزاری دقیق و قابل اندازه‌گیری تبدیل کرد.
طبق تعریف ISTDP،
کار با دفاع نه فقط یک تکنیک، بلکه قلب فرآیند درمانی است.

چرا دفاع روانی شکل می‌گیرد؟ ریشه در کودکی

تصور کنید کودکی هستید که عصبانی می‌شوید — از پدر، از مادر، از معلم.
اما خشم نشان دادن خطرناک است: ممکن است طرد شوید، تنبیه شوید، یا آن رابطه محبوب از دست برود.
ذهن کودک راه‌حلی می‌یابد: هیجان را پنهان کن. آن را تبدیل کن به چیزی بی‌خطرتر.
این همان لحظه تولد دفاع روانی است.

دفاع‌ها در اصل یک دستاورد خلاقانه هستند — ذهن در برابر یک تهدید واقعی، بهترین راه‌حل ممکن را پیدا کرده.
مشکل اینجاست که این راه‌حل‌ها بزرگ می‌شوند، با ما همراه می‌مانند، و در بزرگسالی در موقعیت‌هایی فعال می‌شوند که دیگر خطری وجود ندارد.

۱
هیجان فعال می‌شود

رویدادی اتفاق می‌افتد — کسی بی‌توجهی می‌کند، کسی آسیب می‌زند — و هیجانی مثل خشم، ترس یا عشق برانگیخته می‌شود.

۲
سیگنال خطر ارسال می‌شود

ذهن یاد گرفته که این هیجان خطرناک است — اضطراب بالا می‌رود.

۳
دفاع فعال می‌شود

ذهن به جای تجربه هیجان، آن را سرکوب، تغییر شکل یا انکار می‌کند — از طریق هر مکانیسم دفاعی که یاد گرفته.

۴
دفاع تثبیت می‌شود

این چرخه تکرار می‌شود تا دفاع به یک الگوی خودکار و ناهشیار تبدیل شود — بخشی از «شخصیت» ما.

«دفاع‌ها مثل دیوارهایی هستند که ما برای جلوگیری از درد ساخته‌ایم — اما همین دیوارها هستند که ما را از عشق، نزدیکی و زندگی جدا می‌کنند.»

— دکتر حبیب داوانلو، بنیانگذار D-ISTDP

انواع مکانیسم‌های دفاعی در D-ISTDP

در رویکرد دوانلو، دفاع‌ها به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند. این دسته‌بندی برای درمانگر اهمیت حیاتی دارد، چون هر دسته با تکنیک متفاوتی مواجه می‌شود.
برای مطالعه تخصصی‌تر این موضوع، صفحه
مکانیسم‌های دفاعی در D-ISTDP
را ببینید.

۱. دفاع‌های ناسالم (Regressive Defenses)

این دفاع‌ها بیشترین آسیب را می‌زنند چون هیجان را به جای تجربه، به نشانه جسمی یا رفتاری تبدیل می‌کنند.
در جلسات بالینی من، معمول‌ترین آن‌ها اینهاست:

  • سوماتیزاسیون: هیجان به درد جسمی تبدیل می‌شود
  • رگرسیون: برگشت به رفتارهای کودکانه در موقعیت‌های استرس‌زا
  • بی‌حسی هیجانی: «من اصلاً احساسی ندارم»
  • جداسازی عاطفه: صحبت درباره رویدادهای دردناک بدون هیچ احساسی

۲. دفاع‌های ارتباطی (Tactile Defenses)

این دفاع‌ها در لحظه ارتباط فعال می‌شوند — معمولاً در جلسه درمانی یا در روابط نزدیک:

  • انحراف: تغییر موضوع در لحظه‌ای که هیجان بالا می‌آید
  • عقلانی‌سازی: توضیح دادن به جای احساس کردن
  • فاصله‌گیری: ابهام، صحبت کلی، از دست دادن تمرکز
  • فرافکنی: نسبت دادن احساسات خود به دیگری

۳. دفاع‌های سالم‌تر (Mature Defenses)

این دفاع‌ها کمتر آسیب‌زا هستند اما همچنان مانع تجربه کامل هیجان می‌شوند:

  • والایش (Sublimation): هدایت انرژی هیجانی به کارهای خلاقانه
  • شوخ‌طبعی: استفاده از طنز برای کم‌کردن از درد
  • فروخوردن: به تأخیر انداختن واکنش هیجانی

🔍 نکته بالینی مهم

در D-ISTDP، هدف حذف دفاع نیست — بلکه کمک به مراجع است تا آن را انتخاب کند نه اینکه مجبور به استفاده از آن باشد.
وقتی دفاع از اجبار به انتخاب تبدیل شود، آزادی واقعی شروع می‌شود.
مرکز
Centre for Emotions and Health دانشگاه دالهوزی
پژوهش‌های گسترده‌ای درباره اثربخشی این رویکرد انجام داده است.

چرا دفاع روانی مانع تغییر واقعی می‌شود؟

این سؤال قلب این مقاله است. بسیاری از مراجعانی که پیش من می‌آیند، یک ویژگی مشترک دارند: می‌دانند مشکل دارند، می‌خواهند تغییر کنند، اما تغییر اتفاق نمی‌افتد. چرا؟

جواب در یک کلمه است: دفاع. دفاع‌ها مثل یک سیستم ایمنی معیوب عمل می‌کنند — هر بار که ذهن به تغییر نزدیک می‌شود، سیستم دفاعی آلارم می‌زند و روند را متوقف می‌کند.

سه مسیر اصلی که دفاع تغییر را می‌بلعد

🔴 مسیر اول: هیجان بدون دفاع قابل تجربه نیست

تغییر واقعی از تجربه هیجانی عمیق می‌آید — نه از تفکر، نه از بینش ذهنی. اما دفاع جلوی این تجربه را می‌گیرد.
مراجع می‌تواند ساعت‌ها درباره مشکلش صحبت کند اما اگر هیجان واقعی را تجربه نکند، تغییری رخ نمی‌دهد.
این دقیقاً همان چیزی است که
تجربه هیجان در D-ISTDP
را از درمان‌های صرفاً شناختی متمایز می‌کند.

🔴 مسیر دوم: دفاع در رابطه درمانی هم فعال می‌شود

مراجع در جلسه درمان، همان دفاع‌هایی را به کار می‌گیرد که در زندگی روزمره استفاده می‌کند.
موضوع تغییر می‌دهد، کلی صحبت می‌کند، عقلانی‌سازی می‌کند.
اگر درمانگر این را نبیند و به آن نپردازد، جلسه به جای درمان، یک مکالمه معمولی می‌شود.

🔴 مسیر سوم: دفاع‌های خودتخریب‌گر الگو را تکرار می‌کنند

برخی دفاع‌ها به خود شخص آسیب می‌رسانند — سرکوب خشم که به افسردگی تبدیل می‌شود، انکار نیاز که به تنهایی منجر می‌شود.
این دفاع‌ها بخشی از آن چیزی هستند که دوانلو «مقاومت سوپراایگو» می‌نامید.
برای فهم عمیق‌تر این مکانیسم، مطلب
مقاومت سوپراایگو و خنثی‌سازی خودتخریب
را مطالعه کنید.

دفاع روانی در مثلث تعارض دوانلو

برای فهمیدن دقیق جایگاه دفاع، باید مثلث تعارض دوانلو را بشناسیم.
این مثلث سه عنصر اصلی دارد: هیجان (Impulse/Feeling)، اضطراب (Anxiety)، و دفاع (Defense).

مثلث تعارض دوانلو

🛡️ دفاع (Defense)
آنچه ذهن به جای هیجان انجام می‌دهد

⚡ اضطراب (Anxiety)
سیگنال خطری که دفاع را فعال می‌کند

💚 هیجان اصیل (Feeling)
آنچه واقعاً احساس می‌شود اما سرکوب شده

هدف درمان: عبور از دفاع → کاهش اضطراب → دسترسی به هیجان اصیل

در این مثلث، دفاع رأس اول است — اولین چیزی که درمانگر در جلسه با آن روبرو می‌شود.
دوانلو آموزش داد که تا وقتی دفاع کنار نرفته، رسیدن به هیجان واقعی ممکن نیست.
این چیزی است که با استاد ارجمندم
مسعود لئو عمادن،
شاگرد مستقیم داوانلو، در سوپرویژن‌های سال ۲۰۲۴ بارها تجربه کرده‌ام.

نمونه بالینی واقعی: دیواری که نمی‌دیدیم

⚠️ مشخصات مراجع به کلی تغییر داده شده و هویت وی محفوظ مانده است.

مردی چهل‌وسه ساله — بگذارید «پرهام» بنامیمش — با شکایت از افسردگی مزمن پیش من آمد.
گفت ده سال است درمان می‌رود، داروهای مختلف خورده، اما تغییری نکرده.
در اولین جلسه، وقتی از بیماری پدرش صحبت کرد، چیزی عجیب دیدم.

پرهام با لحنی کاملاً آرام و تحلیل‌گرانه صحبت می‌کرد: «پدرم سکته کرده. حالا مراقبتش سخته. ولی خب، این‌ها بخشی از زندگیه.»
هیچ احساسی در صدایش نبود. انگار داشت درباره یک رویداد اداری صحبت می‌کرد.

گفتم: «وقتی از پدرت حرف می‌زنی، در بدنت چه حس می‌کنی؟»
مکثی کرد. «هیچی. کرختی.»
«این کرختی کجا است؟»
«اینجا.» دستش را روی سینه‌اش گذاشت.

«آن کرختی روی سینه‌اش، دفاع او بود — سال‌ها تمرین کرده بود که خشم و غم را نفهمد.
اما خشم نفهمیده، مثل آب پشت سد، فشار می‌آورد. آن فشار، افسردگی‌اش بود.»

— سعید امدادی، یادداشت بالینی

در طی جلسات بعدی، با استفاده از تکنیک‌های
فشار درمانی
و
چالش درمانی،
به دفاع جداسازی عاطفه‌ پرهام پرداختیم. در جلسه پنجم، برای اولین بار گریه کرد —
نه گریه‌ای نمادین، بلکه گریه‌ای که سال‌ها در سینه‌اش مانده بود.
پس از آن جلسه، گفت: «اولین بار است که احساس می‌کنم نفس می‌کشم.»

این دقیقاً همان چیزی است که دوانلو «breakthrough» می‌نامد — لحظه‌ای که دفاع کنار می‌رود و هیجان واقعی به سطح می‌آید.
این breakthrough نه از طریق تحلیل ذهنی، بلکه از طریق تجربه زنده در اتاق درمان اتفاق می‌افتد.

رویکرد D-ISTDP به دفاع: نه مبارزه، بلکه روشن‌سازی

یکی از بزرگترین سوءتفاهم‌ها درباره D-ISTDP این است که گمان می‌رود درمانگر با دفاع «مبارزه» می‌کند.
این تصور غلط است. ما با دفاع کار می‌کنیم، نه علیه آن.

رویکرد D-ISTDP به دفاع سه مرحله اصلی دارد که
کلاریفیکیشن،
فشار، و چالش نامیده می‌شوند.
این متد توسط مؤسساتی مانند IEDTA
به عنوان استاندارد آموزشی شناخته شده است.

۱
کلاریفیکیشن — روشن کردن دفاع

درمانگر دفاع را به مراجع نشان می‌دهد — بدون قضاوت، با کنجکاوی.
«وقتی از آن موضوع صحبت می‌کنی، می‌بینم که می‌خندی. می‌توانی به آن خنده توجه کنی؟»
این مرحله باعث می‌شود مراجع برای اولین بار دفاع خودش را ببیند.

۲
فشار — دعوت به تجربه هیجان

پس از کلاریفیکیشن، درمانگر به آرامی به سمت هیجان پشت دفاع فشار می‌آورد.
«اگر آن خنده نبود، چه احساسی داشتی؟»
این سؤال ذهن را به سمت تجربه هیجانی واقعی هدایت می‌کند.

۳
چالش — زیر سؤال بردن هزینه دفاع

وقتی دفاع‌ها پافشاری می‌کنند، درمانگر هزینه آن را به مراجع نشان می‌دهد.
«این کرختی که سال‌هاست داری — چه چیزی از تو گرفته؟»
این مرحله انگیزه مراجع برای تغییر را فعال می‌کند.

«وقتی با دفاع کار می‌کنیم، نه دشمن مراجع، نه دوست دفاع هستیم — ما شاهد آگاهی هستیم که خودش می‌بیند چطور خودش را محدود کرده.»

— مسعود لئو عمادن، سوپرویژن N.D-ISTDP، بهار ۲۰۲۴

تحقیقات دکتر آلان ابس
نشان داده که این روش نه‌تنها در کوتاه‌مدت مؤثر است، بلکه تغییراتی ایجاد می‌کند که در دو سال پیگیری نیز پایدار می‌مانند.
این به خاطر آن است که وقتی مراجع یاد می‌گیرد دفاعش را ببیند، مغزش به معنای واقعی تغییر می‌کند.

جدول مقایسه: دفاع‌های مختلف و پیامدشان

در کار بالینی‌ام با صدها مراجع، مشخص شده که هر دفاع، پیامد مشخصی دارد — هم در روابط و هم در سلامت روانی.
این جدول خلاصه‌ای از مهم‌ترین الگوهاست:

مکانیسم دفاعی هیجان پشت آن پیامد روانی پیامد ارتباطی رویکرد D-ISTDP
جداسازی عاطفه غم، خشم افسردگی مزمن سردی و فاصله عاطفی کلاریفیکیشن + توجه به بدن
عقلانی‌سازی اضطراب، ترس احساس پوچی ارتباط بدون صمیمیت توجه به «چه احساسی داری» نه «چه فکری»
سرکوب خشم خشم اصیل افسردگی، سردرد مزمن انفجار یا کناره‌گیری کار با خشم ناهشیار در بدن
انحراف اضطراب ارتباطی درمان ناتمام، پریشانی مزمن ناتوانی در صمیمیت بازگشت به موضوع اصلی
فرافکنی خشم، گناه پارانویا، بدگمانی تعارض مزمن کار با مثلث اشخاص
سوماتیزاسیون هیجانات متنوع دردهای جسمانی بدون علت نیاز به مراقبت افراطی ردیابی هیجان از طریق بدن
انکار ترس، ضرر بازداری از تغییر لازم چرخه‌های آسیب‌رسان تکراری مواجهه ملایم با واقعیت



❓ سؤالات متداول درباره دفاع روانی

🔹 دفاع روانی یعنی چه به زبان ساده؟

دفاع روانی یعنی هر کاری که ذهن به جای احساس کردن یک هیجان دردناک انجام می‌دهد.
وقتی به جای گریه کردن می‌خندی، وقتی به جای عصبانی شدن خودت را سرزنش می‌کنی، وقتی درباره یک موضوع مهم شروع به توضیح دادن می‌کنی —
این‌ها نمونه‌های دفاع روانی هستند. ذهن شما یاد گرفته که برخی احساسات «خطرناک» هستند و تلاش می‌کند از آن‌ها جلوگیری کند.

🔹 آیا داشتن دفاع روانی بد است؟

نه، لزوماً. دفاع‌ها در ابتدا برای محافظت شکل گرفتند و در آن لحظه ضروری بودند.
مشکل زمانی است که دفاع انعطاف‌ناپذیر شود — یعنی در همه موقعیت‌ها، حتی آن‌هایی که دیگر خطری ندارند، فعال شود.
هدف درمان حذف دفاع نیست، بلکه آزادی در انتخاب است: کِی از دفاع استفاده کنم و کِی به هیجان اجازه ابراز بدهم.

🔹 چطور بفهمم من چه دفاع‌هایی دارم؟

دفاع‌ها معمولاً ناهشیارند — یعنی نمی‌توانیم خودمان به راحتی آن‌ها را ببینیم.
اما نشانه‌هایی وجود دارد: الگوهای تکرارشونده در روابط، احساس بی‌حسی هیجانی مزمن، تغییر موضوع در مکالمات مهم، توضیح دادن بیش از حد به جای احساس کردن.
دقیق‌ترین راه شناسایی دفاع، کار با یک رواندرمانگر متخصص در رویکرد پویشی است.

🔹 D-ISTDP با دفاع چطور کار می‌کند؟ آیا دردناک است؟

D-ISTDP دفاع را نه با مقاومت بلکه با کنجکاوی ملایم و گاهی چالش مستقیم زیر سؤال می‌برد.
ممکن است ناراحت‌کننده باشد — چون دفاع‌ها دقیقاً برای جلوگیری از این ناراحتی شکل گرفته‌اند.
اما این فرآیند در یک فضای امن با درمانگر انجام می‌شود و معمولاً پس از breakthrough، مراجعان احساس سبکی و آرامش عمیقی گزارش می‌دهند.

🔹 چقدر طول می‌کشد تا دفاع‌هایم کاهش پیدا کند؟

این به ساختار شخصیت، نوع دفاع‌ها، و میزان سازمان‌یافتگی اضطراب بستگی دارد.
در مواردی که ساختار شخصیت سالم‌تر است (سازمان نوروتیک)، breakthrough ممکن است در چند جلسه اتفاق بیفتد.
در موارد پیچیده‌تر، ممکن است ماه‌ها کار لازم باشد.
در هر صورت، در D-ISTDP تغییرات معمولاً از همان جلسه‌های اول قابل مشاهده هستند.

🔹 تفاوت دفاع روانی در D-ISTDP با رویکردهای دیگر چیست؟

در رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)، تمرکز بر تغییر افکار است. در روانکاوی کلاسیک، تفسیر دفاع اهمیت دارد.
اما در D-ISTDP، دفاع مستقیماً در جلسه، در لحظه حال، و در رابطه درمانی کار می‌شود.
هدف نه فهمیدن دفاع، بلکه تجربه کردن هیجانی است که پشت آن پنهان بود.
این تفاوت، D-ISTDP را یکی از مؤثرترین روش‌ها برای تغییر عمیق می‌کند.



نتیجه‌گیری

دفاع روانی نه دشمن است، نه ضعف — بلکه شاهدی است بر هوشمندی ذهن کودکی که باید بقا پیدا می‌کرد.
اما همان دیوارهایی که روزی نجات‌مان دادند، حالا می‌توانند زندان‌مان باشند.
در ده سال کار بالینی‌ام، بارها دیده‌ام که لحظه‌ای که مراجع برای اولین بار دفاع خودش را می‌بیند —
نه با سرزنش، بلکه با کنجکاوی — همان لحظه‌ای است که درمان واقعی شروع می‌شود.

D-ISTDP این فرصت را می‌دهد که دفاع‌هایمان را نه در تئوری، بلکه در لحظه زنده جلسه درمانی ببینیم و با آن‌ها کار کنیم.
وقتی هیجان واقعی — خشم، غم، عشق، لذت — آزاد می‌شود، تغییر نه یک انتخاب ذهنی، بلکه یک تجربه جسمانی-هیجانی واقعی می‌شود.
این همان چیزی است که پرهام در آن جلسه پنجم احساس کرد: «اولین بار است که احساس می‌کنم نفس می‌کشم.»

اگر در الگوهای تکرارشونده‌ای گیر کرده‌اید، اگر می‌دانید مشکل دارید اما تغییر نمی‌کنید، اگر احساس می‌کنید در جلسات درمانی «جایی نمی‌رسید» —
شاید وقت آن رسیده که به دفاع‌هایتان نگاه کنید.
نه با قضاوت، نه با ترس — بلکه با کنجکاوی.
همان کنجکاوی که می‌تواند درِ تغییر واقعی را باز کند.



🛡️ گام بعدی شما

آماده‌اید دفاع‌هایتان را در یک فضای امن ببینید؟

در جلسه اول با هم بررسی می‌کنیم که کدام الگوهای دفاعی در زندگی شما فعال هستند و چطور می‌توان با آن‌ها کار کرد.

✅ پروانه اشتغال رسمی
✅ +۱۰ سال تجربه بالینی
✅ عضو IEDTA و APA
✅ جلسه آنلاین و حضوری



سعید امدادی — رواندرمانگر پویشی

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP و N.D-ISTDP

دانشجوی دکتری روان‌شناسی | عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (۴۲۴۹۹) | عضو IEDTA | عضو APA (۰۰۲۲۴۷۵۸) |
مؤلف کتاب «آشنایی با رویکرد D-ISTDP رواندرمانی دوانلویی» | بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی

 

برای شروع، یک جلسه‌ی ارزیابی بگیرید — بی‌تعهد برای ادامه‌ی درمان.
ثبت وقت جلسه
ثبت وقت جلسه
آیکون پشتیبانی
تماس با من
بستن
طراحی سایت: ققنوس وب