مقدمه:
از ریشههای روانکاوانه تا انقلابی در درمان
رواندرمانی پویشی کوتاهمدت (Short-Term Dynamic Psychotherapy - STDP) به عنوان یک جنبش اصلاحی در دل سنت روانکاوی متولد شد. روانکاوی کلاسیک، با تمرکز بر کاوش منفعلانه و طولانیمدت ناخودآگاه، اغلب به درمانهایی چند صد جلسهای میانجامید که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر دسترسی عمومی، با چالشهای جدی روبرو بود. همانطور که کورنلیسن با نگاهی انتقادی اشاره میکند، یک تحلیل چهارساله به راحتی میتوانست به ۹۰۰ جلسه برسد. این بستر، زمینه را برای ظهور پیشگامانی چون پیتر سیفنئوس (Peter Sifneos)، جیمز مان (James Mann) و دیوید مالان (David Malan) فراهم کرد که به دنبال تدوین مدلهای درمانی متمرکزتر، کوتاهتر و فعالتر بودند.
با این حال، نقطهی عطف واقعی این جنبش، ظهور حبیب دوانلو (Habib Davanloo) و روش ابداعی او، رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy - ISTDP) بود. دوانلو با بازتعریف نقش درمانگر و معرفی تکنیکهای قدرتمند برای مواجهه مستقیم با مقاومت، توانست گسترهی کاربرد درمانهای پویشی را به بیمارانی با مقاومت بالا و آسیبشناسیهای پیچیده گسترش دهد؛ بیمارانی که رویکردهای پیشین به دلیل معیارهای سختگیرانه انتخاب، عمداً آنها را کنار میگذاشتند.
این مقاله با مقایسه دیدگاههای مطرح شده در متون بنیادین کاپلان و سادوک، نوشتههای خود دوانلو و کاربردهای بالینی آن در کتاب کورنلیسن Drs. C.L.M. Cornelissen ، به تشریح مبانی، تکنیکها و نتایج این رویکرد انقلابی میپردازد.
بخش اول: مبانی نظری و تمایز از رویکردهای پیشین
۱.۱. مسئلهی مقاومت: نقطه عزیمت دوانلو
کاپلان و سادوک به درستی اشاره میکنند که رویکردهای اولیه" STDP " مانند مالان و سیفنئوس عمدتاً از طریق «فرآیند گزینش دقیق بیمار (careful selection) ، از مواجهه با مقاومتهای عمده "اجتناب" میکردند. این درمانها برای بیمارانی با انگیزه بالا، توانایی روانشناختی مناسب و یک کانون تعارضی ادیپی مشخص (circumscribed oedipal focus) طراحی شده بودند.
دوانلو این رویکرد را ناکافی میدانست، زیرا بخش عظیمی از جمعیت بیماران که با مقاومتهای شدید و دفاعهای منشی (Character Defenses) مراجعه میکنند، از دایره درمان خارج میشدند. او معتقد بود که وظیفهی اصلی رواندرمانی، نه دور زدن مقاومت، بلکه "مواجهه فعال"،" سیستماتیک" و "بیامان" با آن است. این تغییر پارادایم، هستهی اصلی نوآوری ISTDP را تشکیل میدهد.
۱.۲. مثلث تعارض و مثلث شخص
مثلث تعارض (Triangle of Conflict): این مدل توضیح میدهد که چگونه احساسات و تکانههای بنیادین (Feeling/Impulse) به دلیل برانگیختن اضطراب (Anxiety) توسط مکانیسمهای دفاعی (Defense) سرکوب میشوند. .هدف درمان، کمک به بیمار برای تجربه مستقیم احساسات سرکوبشده به جای استفاده از دفاع است.
مثلث شخص (Triangle of Person): این مدل نشان میدهد که الگوهای تعارضی در سه حوزه تکرار میشوند: روابط فعلی (Current persons - C) روابط گذشته (Past persons - P) و رابطه با درمانگر در اینجا و اکنون انتقال (Transference – T) درمانگر ISTDP با پیوند دادن این دو مثلث، به بیمار کمک میکند تا بفهمد چگونه دفاعهایی که امروز در برابر درمانگر به کار میبرد (T)، همانهایی هستند که در روابط فعلیاش (C) موجب رنج او شده و ریشه در روابط اولیهاش (P) دارند.
بخش دوم: تکنیکهای بالینی محوری در “ISTDP”
۲.۱. فراتر از تفسیر: شفافسازی، چالش و مواجهه
کتاب کاپلان و سادوک، ISTDP را به عنوان درمانی "بسیار تفسیری، مواجههگر و اضطراببرانگیز" توصیف میکند. با این حال، تحلیل دقیقتر متون دوانلو و کورنلیسن نشان میدهد که این فرآیند بسیار ظریفتر است. شفافسازی (Clarification): همانطور که کورنلیسن به زیبایی توضیح میدهد، فاز اولیه درمان بر "گفتگوی شفافساز" (Clarificerende dialoog)متمرکز است. درمانگر از بیمار میخواهد که ماهیت دقیق مشکل و کارکرد دفاعهایش را روشن کند ("این کلیگویی چه کارکردی برای شما دارد؟"). این کار، تفسیر نیست؛ بلکه دعوت بیمار به خود-مشاهدهگری است. فشار (Pressure): درمانگر به طور مداوم بیمار را به سمت احساسات واقعیاش سوق میدهد. چالش (Challenge): هنگامی که دفاعها ظاهر میشوند، درمانگر کارآمدی و هزینههای آنها را به چالش میکشد. مواجهه مستقیم با مقاومت انتقالی (Head-on Collision): این قدرتمندترین تکنیک ISTDP است. درمانگر به جای نادیده گرفتن یا تفسیر ملایم مقاومت در رابطه با خودش، مستقیماً با آن برخورد میکند. این برخورد، یک بحران درمانی ایجاد میکند که یا به پیشرفت (breakthrough) و یا به بنبست منجر میشود.
۲.۲. اتحاد درمانی ناهشیار (Unconscious Therapeutic Alliance - UTA)
دوانلو مفهوم «اتحاد درمانی ناهشیار» را معرفی کرد که با «اتحاد کاری هشیار» متفاوت است. او معتقد بود که در اعماق روان بیمار، نیرویی سالم و میلی ناهشیار برای رهایی از رنج وجود دارد. وظیفه درمانگر، برقراری ارتباط با این بخش سالم و اتحاد با آن علیه بخشهای مقاوم و خود-تخریبگر روان بیمار (که کورنلیسن آن را "سوپر-ایگوی سادیستی" مینامد است. این اتحاد، نیروی محرکهی اصلی درمان است.
۲.۳. بازگشایی ناخودآگاه (Unlocking the Unconscious) و تخلیه مخزن آسیبزا
هدف نهایی این تکنیکها، رسیدن به یک "تجربه هیجانی اصلاحی" (Corrective Emotional Experience) است. این فرآیند که دوانلو آن را "بازگشایی ناخودآگاه" مینامد، شامل موارد زیر است:
1. تجربهی پیچیده احساسات انتقالی (Complex Transference Feeling) :
بیمار خشم، عشق، درد و گناه سرکوبشده نسبت به شخصیتهای گذشته را در رابطه با درمانگر تجربه میکند.
2. عبور از مقاومت (Breakthrough) :
دفاعها فرو میریزند و اضطراب به سطح بهینه میرسد.
3. دسترسی به گذشته (Access to the Past) :
خاطرات و احساسات مرتبط با تروماهای اولیه به صورت زنده و واضح تجربه میشوند. این فرآیند، به تعبیر
دوانلو، منجر به "تخلیهی مخزن آسیبزا" (Pathogenic Reservoir) میشود.
بخش سوم: کاربرد بالینی و شواهد تجربی
کتاب کورنلیسن پلی ارزشمند میان نظریه محض دوانلو و کاربرد عملی آن در یک مرکز درمانی واقعی (De
Viersprong) ایجاد میکند.
ساختار و تعهد:
درمان در این مرکز با یک "قرارداد درمانی" مکتوب و ارزیابیهای منظم دوماهه همراه است که نشاندهنده
ساختارمندی و مسئولیتپذیری متقابل است.
اثربخشی چشمگیر:
دادههای ارائه شده توسط کورنلیسن، ادعاهای دوانلو را در عمل تأیید میکند.
حجم اثر (Effect Size) بالا (حدود ۲.۰):
نشاندهنده تأثیر درمانی بسیار قوی، حتی در مقایسه با سایر درمانها برای اختلالات شخصیت.
کاهش مصرف خدمات درمانی:
کاهش "۱۶ درصدی" نیاز بیماران به خدمات روانپزشکی پس از درمان، یک دستاورد قابل توجه اقتصادی و اجتماعی
است.
رضایت بالای بیمار (نمره ۸.۲ از ۱۰):
این داده، تصور رایج مبنی بر اینکه رویکردهای مواجههگر برای بیماران تجربهای ناخوشایند هستند را به
چالش میکشد. بیماران علیرغم دشواری فرآیند، تأثیر عمیق و مثبت آن را تصدیق میکنند.
نتیجهگیری:
یکپارچهسازی دانش
تحلیل تطبیقی این سه منبع، تصویری کامل و پویا از ISTDP ارائه میدهد:
1. کاپلان و سادوک (The Framework):
این کتاب مرجع، ISTDP را در بستر تاریخی رواندرمانیهای پویشی قرار میدهد، مفاهیم کلیدی آن را به صورت
فشرده معرفی میکند و جایگاه آن را به عنوان یک درمان پیشرفته برای طیف وسیعی از اختلالات تثبیت
مینماید.
2. متن دوانلو (The Theory):
این منبع، ما را به عمق ذهن بنیانگذار این روش میبرد. در اینجا با منطق نظری، ظرافتهای تکنیکی و شور
و اشتیاق دوانلو برای غلبه بر مقاومت و دسترسی مستقیم به ناخودآگاه آشنا میشویم.
3. کتاب کورنلیسن (The Application):
این اثر، نظریه را به عمل تبدیل میکند. کورنلیسن نشان میدهد که چگونه میتوان اصول ISTDP را در یک
محیط بالینی واقعی پیادهسازی کرد و مهمتر از آن، با ارائه دادههای پژوهشی معتبر، اثربخشی و کارایی آن
را به شکلی انکارناپذیر به اثبات میرساند.
در نهایت، ISTDP نه یک درمان تهاجمی، بلکه یک "جراحی روانی" دقیق و هدفمند است. این رویکرد، با احترامی عمیق به ظرفیتهای سالم بیمار و با سازشناپذیری در برابر نیروهای مخرب درون او، راهی قدرتمند و سریع برای رسیدن به بهبودی پایدار و تحول شخصیتی ارائه میدهد. ترکیبی از این سه متن به ما نشان میدهد که چگونه یک ایده نظری جسورانه میتواند به یک تکنیک بالینی مؤثر و یک مدل درمانی مبتنی بر شواهد تبدیل شود.
نویسنده:سعیدامدادی رواندرمانگر پویشی