درمان-سوگ-حلنشده-سعید-امدادی،-روان

درمان سوگ با رواندرمانی پویشی کوتاه مدت فشرده دوانلوییDISTDP توسط سعید امدادی رواندرمانگر

مقاله تخصصی | سعید امدادی | ۱۴۰۴

درمان سوگ حل‌نشده با D-ISTDP
وقتی فقدان، در روان و بدن گره می‌خورد

سوگ حل‌نشده فقط غم نیست؛ یک فرایند هیجانی نیمه‌تمام است که می‌تواند خودش را به شکل افسردگی، اضطراب، دردهای جسمانی و الگوهای تکراری رابطه نشان دهد. در این مقاله، از منظر D-ISTDP توضیح می‌دهم که چرا بعضی سوگ‌ها قفل می‌شوند و چگونه می‌توان آن‌ها را درمان کرد.

⏱️ مطالعه: ۲۲ دقیقه 📖 ۴۸۰۰+ کلمه 🗓️ خرداد ۱۴۰۴

🕯️
نوشته: سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی و متخصص D-ISTDP | بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی | عضو IEDTA، APA و سازمان نظام روانشناسی | تحت سوپرویژن مسعود لئو عمادن

📋 فهرست مطالب

سوگ حل‌نشده چیست و چه زمانی باید جدی گرفته شود؟

در کار بالینی‌ام بارها با مراجعانی روبه‌رو شده‌ام که با شکایت اصلیِ اضطراب، افسردگی، دردهای جسمانی، بی‌حسی عاطفی یا مشکلات رابطه مراجعه کرده‌اند؛ اما وقتی لایه‌های دفاعی کنار رفته، در عمق روانشان به یک فقدانِ پردازش‌نشده رسیده‌ایم. چیزی که سال‌ها با آن زندگی کرده‌اند اما هرگز واقعاً عزاداری‌اش نکرده‌اند.

سوگ حل‌نشده یعنی فرایند طبیعی سوگ به دلایلی متوقف شده، منحرف شده یا نیمه‌کاره مانده است. فرد کسی یا چیزی مهم را از دست داده، اما به‌جای اینکه غم، خشم، دلتنگی، احساس گناه و عشقش را به‌تدریج تجربه و یکپارچه کند، آن‌ها را سرکوب کرده است. از نگاه D-ISTDP، این هیجان‌های تجربه‌نشده ناپدید نمی‌شوند؛ فقط راهشان را عوض می‌کنند.

همین‌جاست که فقدان می‌تواند به علائم روانی و جسمانی تبدیل شود: فشار در سینه، بی‌خوابی، دل‌مردگی، خشم بی‌دلیل، قطع شدن ارتباط عاطفی، یا احساس مزمنی از «یک چیز در من تمام نشده است». سوگ حل‌نشده فقط مربوط به مرگ نیست؛ طلاق، مهاجرت، سقط، جدایی عاطفی، از دست دادن سلامتی، شغل یا حتی تصویر قبلی از خود نیز می‌تواند چنین فرایندی ایجاد کند.

سوگ حل‌نشده، فقط غمِ ماندگار نیست؛ رابطه‌ای ناتمام با یک فقدان است. در این وضعیت، روان نه می‌تواند به گذشته برگردد و نه به آینده حرکت کند. انرژی روانی، میان «نخواستنِ از دست دادن» و «نتوانستنِ پذیرش» گیر می‌افتد.

— سعید امدادی، از تجربه بالینی

در سنت دوانلو، سوگ یکی از محوری‌ترین ریشه‌های رنج روانی است. اگر با رویکرد دوانلو آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنم ابتدا مقاله دکتر حبیب دوانلو: بنیانگذار D-ISTDP و پیشگام را بخوانید؛ چون فهم درمان سوگ در D-ISTDP بدون فهم نگاه دوانلو به هیجان، اضطراب و دفاع ممکن نیست.

🛋️

درمان سوگ؛ تجربه‌های انسانی که نیاز به دیده‌شدن دارند
اگر به‌دنبال صفحه خدمات تخصصی درمان سوگ هستید، این صفحه را هم ببینید.

تفاوت سوگ طبیعی و سوگ پیچیده چیست؟

خیلی از مراجعان از من می‌پرسند: «هنوز بعد از این همه مدت دلتنگم؛ یعنی مشکلی دارم؟» پاسخ کوتاه این است: نه لزوماً. سوگ طبیعی می‌تواند طولانی باشد. انسان‌ها به شیوه‌های متفاوت و در زمان‌های متفاوت عزاداری می‌کنند. آنچه مهم است، صرفِ مدت زمان نیست؛ بلکه کیفیت تجربه سوگ است.

در سوگ طبیعی، فرد به‌تدریج می‌تواند با واقعیت فقدان تماس پیدا کند، غم را احساس کند، خاطره فرد از دست‌رفته را حفظ کند و هم‌زمان آهسته‌آهسته به زندگی بازگردد. اما در سوگ پیچیده یا حل‌نشده، فرد یا در فقدان منجمد می‌شود، یا از آن فرار می‌کند، یا به شکلی ناخودآگاه هنوز با متوفی یا با فقدانِ تجربه‌شده در حال جنگ است.

ویژگی سوگ طبیعی سوگ حل‌نشده / پیچیده
رابطه با فقدان پذیرش تدریجی واقعیت از دست دادن انکار، منجمد شدن یا گیر افتادن در رابطه‌ای ناتمام
هیجان‌ها غم و دلتنگی با جریان طبیعی بی‌حسی، خشم پنهان، احساس گناه، انفجارهای ناگهانی
عملکرد روزمره اختلال موقت و سپس بازگشت تدریجی اختلال مزمن در کار، رابطه، خواب و بدن
پیامد سازگاری دوباره با زندگی افسردگی، اضطراب، جسمانی‌سازی، یا روابط تکراری و دردناک
منبع علمی
سوگِ طولانی‌مدت امروز یک موضوع جدی بالینی است

اگرچه زبان D-ISTDP با دسته‌بندی‌های تشخیصی رایج تفاوت‌هایی دارد، اما در روانپزشکی معاصر نیز سوگ طولانی‌مدت به‌عنوان یک وضعیت مهم بالینی شناخته می‌شود. در رویکردهای پویشی، پرسش اصلی فقط این نیست که «فرد چقدر غمگین است»، بلکه این است که چه هیجان‌هایی مانع کامل شدن سوگ شده‌اند.

برای آشنایی با بافت علمی و آموزشی این رویکرد: IEDTA | ISTDP International

چرا بعضی سوگ‌ها حل نمی‌شوند؟ نگاه D-ISTDP

از نگاه D-ISTDP، سوگ معمولاً به این دلیل قفل می‌شود که فرد فقط با «غم» روبه‌رو نیست. فقدان، مجموعه‌ای از هیجان‌های متعارض را فعال می‌کند: عشق، خشم، دلتنگی، احساس گناه، نیاز، رهاشدگی و درماندگی. هرچه رابطه عاطفی مهم‌تر بوده باشد، این درهم‌آمیختگی هیجانی شدیدتر است.

برای مثال، وقتی پدر، مادر، همسر یا رابطه‌ای بسیار مهم از دست می‌رود، فرد ممکن است در سطح آگاه بگوید: «فقط دلم برایش تنگ شده.» اما در سطح ناهشیار، هیجان‌های دیگری نیز حضور دارند: «چرا من را تنها گذاشتی؟» «چرا آن روز آن حرف را زدم؟» «اگر بیشتر مراقبش بودم شاید نمی‌مرد.» اینجاست که سوگ دیگر یک غم ساده نیست؛ به یک گره هیجانی تبدیل می‌شود.

در این نقطه، مکانیسم‌های دفاعی در D-ISTDP فعال می‌شوند. فرد ممکن است بی‌حس شود، فقدان را عقلانی‌سازی کند، متوفی را بیش از حد ایدئالیزه کند یا اصلاً خود را با کار، مراقبت از دیگران، مصرف مواد، یا مشغولیت‌های بیرونی از تماس با سوگ دور نگه دارد. اگر این دفاع‌ها دوام پیدا کنند، سوگ به حاشیه نمی‌رود؛ فقط به اعماق روان تبعید می‌شود.

🔥

خشم پنهان

بخشی طبیعی از سوگ است اما اغلب شرم‌آور احساس می‌شود: «چطور می‌توانم از کسی که دوستش داشته‌ام خشمگین باشم؟»

⚖️

احساس گناه

گناه می‌تواند سوگ را میخکوب کند: «من مقصرم»، «نباید آن روز آن کار را می‌کردم»، «حق ندارم آرام شوم.»

🫀

عشق و دلتنگی

گاهی فرد حتی اجازه نمی‌دهد عشق و نیازش را حس کند، چون احساس آن‌ها، واقعیت فقدان را بیش از حد دردناک می‌کند.

وقتی این هیجان‌ها بالا می‌آیند، اضطراب در D-ISTDP فعال می‌شود و بعد از اضطراب، دفاع‌ها وارد عمل می‌شوند. به همین دلیل است که در درمان سوگ، فقط گفت‌وگو درباره خاطرات کافی نیست؛ فرد باید بتواند از دفاع عبور کند و به تجربه هیجان در D-ISTDP برسد؛ یعنی هیجان را نه فقط بفهمد، بلکه آن را در بدن و روانش احساس کند.

«سوگِ قفل‌شده، معمولاً سوگی است که زیر آن هیجان‌های ممنوعه خوابیده‌اند. تا وقتی فقط درباره فقدان حرف می‌زنیم اما خشم، عشق، نیاز و گناه را لمس نمی‌کنیم، درمان در سطح می‌ماند.»

— سعید امدادی، رواندرمانگر پویشی و متخصص D-ISTDP

🧩

مقاومت در درمان رواندرمانی پویشی دوانلو
چرا مراجعان درست در آستانه لمسِ سوگ، ناگهان عقب می‌کشند؟

مثلث تعارض و مثلث اشخاص در درمان سوگ

یکی از قدرتمندترین ابزارهای مفهومی در D-ISTDP، مثلث تعارض است: هیجان واقعی، اضطراب، دفاع. در سوگ حل‌نشده، این مدل به‌وضوح دیده می‌شود.

گوشه مثلث در سوگ حل‌نشده چه شکلی می‌گیرد؟ نمونه بالینی
هیجان خشم، عشق، نیاز، دلتنگی، گناه «چرا رفتی؟ هنوز دوستت دارم.»
اضطراب فشار سینه، تنش عضلانی، تهوع، گیجی «نمی‌دانم چرا وقتی حرف می‌زنم نفسم بند می‌آید.»
دفاع بی‌حسی، ایدئالیزه‌سازی، اجتناب، عقلانی‌سازی «من کلاً آدم قوی‌ای هستم، گریه نمی‌کنم.»

اما در درمان سوگ، فقط مثلث تعارض کافی نیست. ما معمولاً به مثلث اشخاص در درمان D-ISTDP هم نگاه می‌کنیم: گذشته، حالِ بیرون از درمان، و رابطه با درمانگر. خیلی وقت‌ها، سوگ حل‌نشده فقط درباره متوفی نیست؛ بلکه الگوهای ناشی از آن، در رابطه فعلی فرد با همسر، فرزند، دوست یا حتی با خودِ درمانگر هم تکرار می‌شود.

برای مثال، کسی که در کودکی مادرش را از دست داده و سوگش هرگز پردازش نشده، ممکن است در روابط بزرگسالی از صمیمیت بترسد، بیش‌ازحد وابسته شود، یا در لحظات نزدیک شدن عاطفی ناگهان سرد و دور شود. در این معنا، سوگ حل‌نشده فقط «خاطره یک فقدان» نیست؛ ساختار رابطه‌ای فرد را هم شکل می‌دهد.

🔄

انتقال در رواندرمانی پویشی
چطور رابطه مراجع با درمانگر، گذشته هیجانی او را در زمان حال زنده می‌کند؟

درمان سوگ با D-ISTDP: قدم‌به‌قدم

درمان سوگ حل‌نشده با D-ISTDP صرفاً شنیدن داستان فقدان نیست. این درمان یک فرایند فعال، ساختارمند و هیجان‌محور است. من در جلسات، فقط به محتوای روایت گوش نمی‌دهم؛ بلکه به بدن، اضطراب، دفاع‌ها، کیفیت رابطه و لحظه‌ای که هیجان نزدیک می‌شود نیز توجه می‌کنم.

① ارزیابی و تشخیص سوگِ پنهان

در جلسه ارزیابی، ظرفیت هیجانی و الگوی اضطراب مراجع را بررسی می‌کنم. گاهی لازم است ابتدا تشخیص فیزیولوژیک و ارزیابی ظرفیت ایگو انجام شود تا معلوم شود فرد چقدر آمادگی نزدیک شدن به هیجان‌های سوگ را دارد.

② روشن‌سازی دفاع‌ها

در قدم بعد، به‌کمک کلاریفیکیشن در D-ISTDP روشن می‌شود که مراجع چگونه از تماس با سوگ اجتناب می‌کند: با شوخی، تحلیل ذهنی، سکوت، بی‌حسی یا تغییر موضوع.

③ فشار برای تماس با احساس

در این مرحله از فشار درمانی در D-ISTDP استفاده می‌شود؛ یعنی دعوت مداوم و دقیق به اینکه فرد به‌جای توضیح دادن، احساسش را در اینجا و اکنون تجربه کند.

④ چالش با دفاعی که سوگ را قفل کرده

اگر دفاع به‌طور مزمن مانع درمان باشد، وارد فاز چالش درمانی در D-ISTDP می‌شویم. هدف چالش، شکستن مراجع نیست؛ هدف این است که او ببیند چگونه خودش ـ بی‌آنکه بداند ـ راه تماس با سوگ را می‌بندد.

⑤ تجربه هیجان‌های درهم‌تنیده

درمانگر به مراجع کمک می‌کند خشم، عشق، دلتنگی، نیاز و گناه را ـ در تحملی بهینه ـ یکی‌یکی تجربه کند. اینجاست که سوگ از حالت منجمد خارج می‌شود.

⑥ وداع واقعی و یکپارچه‌سازی

وقتی هیجان‌ها تجربه شدند، سوگ بالاخره می‌تواند کامل شود. گاهی این لحظه با اشک عمیق، تصویرسازی درونی، یا گفتن جمله‌هایی همراه است که سال‌ها ناگفته مانده‌اند. پس از آن، فرایند یکپارچه‌سازی و حتی اختتام و تثبیت درمان اهمیت پیدا می‌کند.

نکته کلیدی
سوگ با حرف زدنِ صرف درمان نمی‌شود

در D-ISTDP، تغییر زمانی عمیق می‌شود که فرد بتواند از روایت، به تجربه برسد. همین تفاوت است که این رویکرد را از گفت‌وگوهای صرفاً حمایتی متمایز می‌کند. اگر درباره پیوند این تغییرات با علم مغز کنجکاوید، مقاله پیوند رواندرمانی و نوروسایکوآنالیز در D-ISTDP را هم بخوانید.

سوگ و بدن: وقتی فقدان به علامت جسمی تبدیل می‌شود

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کار من با سوگ حل‌نشده، توجه به بدن است. بسیاری از مراجعان اصلاً با «غم» وارد درمان نمی‌شوند؛ با درد معده، فشار سینه، تپش قلب، خستگی مزمن، سردرد، بی‌خوابی یا حالت خفگی می‌آیند. آزمایش‌ها اغلب چیز مهمی نشان نمی‌دهد، اما رنج کاملاً واقعی است.

دوانلو نشان داد که وقتی هیجان سرکوب می‌شود، اضطراب از مسیر بدن تخلیه می‌شود. بعدها پژوهش‌های گروه Allan Abbass در Centre for Emotions and Health این مشاهده بالینی را در درمان اختلالات جسمانی و هیجانی دنبال کردند. در عمل، یعنی سوگی که احساس نشده، می‌تواند خودش را در بدن جا بدهد.

مسیر تخلیه اضطراب نشانه‌های رایج در سوگ حل‌نشده معنای بالینی
عضلات مخطط فشار فک، تنش گردن، سردرد، درد شانه هیجان هست، اما در عضله نگه داشته شده است
عضلات صاف تهوع، دل‌درد، اسهال، تنگی نفس، احساس گره در گلو اضطراب زیادتر شده و به مسیر خودکار بدن رفته است
اختلال شناختی-ادراکی مه مغزی، بی‌حسی، گیجی، قطع ارتباط با احساس روان برای نجات خود، از تماس با هیجان جدا شده است

به همین دلیل است که در درمان سوگ، ما فقط به «فکرها» نگاه نمی‌کنیم؛ به سینه، گلو، شکم، اشک، تنش و مکث‌ها هم نگاه می‌کنیم. بدن، اغلب پیش از ذهن می‌گوید که سوگ هنوز تمام نشده است.

🧠

اثربخشی رواندرمانی پویشی بر نوروسایکو…
برای درک بهتر ارتباط میان تجربه هیجانی، مغز و بدن این مقاله را نیز ببینید.

تجربه بالینی من: سوگی که بیست سال پنهان مانده بود

اجازه بدهید یک نمونه بالینی را ـ با تغییر کامل جزئیات برای حفظ محرمانگی ـ بازگو کنم. این نمونه برای من یادآور این حقیقت است که پشت بسیاری از افسردگی‌های مزمن، سوگی ایستاده که هرگز مجال عزاداری پیدا نکرده است.

نمونه بالینی (تغییر یافته برای حفظ محرمانگی): مراجعی در اواخر دهه سوم زندگی با شکایت «افسردگی، بی‌علاقگی و ناتوانی در صمیمیت» مراجعه کرد. چند سال دارودرمانی و مداخلات حمایتی را تجربه کرده بود، اما تغییر پایدار ایجاد نشده بود.

در جلسه ارزیابی، گفت که در کودکی پدرش را از دست داده، اما بلافاصله اضافه کرد: «دیگه گذشته. عادت کردم.» همین جمله، برای من نشانه‌ای از دفاع بود: داستانی که خیلی زود بسته شده بود.

وقتی با فشار و روشن‌سازی جلو رفتیم، تنش در دست‌ها و فک ظاهر شد. سپس خشم بالا آمد: «چرا من را تنها گذاشتی؟» بلافاصله بعد از آن، احساس گناه آمد: «چطور می‌توانم از پدرم عصبانی باشم؟» و بعد از شکستن این گره، اشکی عمیق و جمله‌ای که سال‌ها درونش مانده بود: «دلم برایت تنگ شده.»

پس از این نقطه، علائم افسردگی‌اش آرام‌آرام شروع به کاهش کرد. آنچه سال‌ها به شکل بی‌حسی و سردی رابطه‌ای زندگی می‌کرد، در واقع سوگی بود که هرگز اجازه تجربه و پایان نیافته بود.

— سعید امدادی، خلاصه‌ای از تجربه بالینی (با حفظ کامل محرمانگی)

«وقتی سوگ حل می‌شود، فرد متوفی را فراموش نمی‌کند؛ بلکه دیگر لازم نیست او را در بدن، در دفاع، یا در افسردگی‌اش حمل کند. فقدان به خاطره تبدیل می‌شود، نه به زندان.»

— سعید امدادی، از تجربه بالینی ۱۰ ساله

شواهد پژوهشی: علم درباره درمان سوگ با ISTDP چه می‌گوید؟

اگرچه بسیاری از بینش‌های مربوط به سوگ حل‌نشده از مشاهده دقیق بالینی آمده‌اند، اما امروز بدنه پژوهشی ISTDP نیز رو به گسترش است. بخش مهمی از این مطالعات از مسیر درمان اضطراب، افسردگی، اختلالات جسمانی و مشکلات رابطه‌ای به سوگ پردازش‌نشده رسیده‌اند.

منبع / مرکز آنچه نشان داده شده اهمیت برای درمان سوگ
دوانلو و سنت مک‌گیل تمرکز بر نقش هیجان‌های سرکوب‌شده و گشودگی ناهشیار سوگ به‌عنوان ریشه پنهان بسیاری از علائم فهمیده می‌شود
Allan Abbass و دالهوسی اثربخشی ISTDP در اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بسیاری از این علائم، در عمل با فقدان‌های پردازش‌نشده گره خورده‌اند
منابع آموزشی ISTDP Institute تأکید بر تجربه هیجان، کار با مقاومت و مداخلات فعال درک فرایند درمان سوگ به‌عنوان رفع مانع از عزاداری طبیعی
انجمن‌های بین‌المللی توسعه استانداردهای آموزشی و نظارتی تضمین اینکه کار با سوگ شدید، در چارچوبی امن و تخصصی انجام شود
منابع معتبر
اگر می‌خواهید پژوهش‌ها و آموزش‌های بین‌المللی را ببینید

برای مطالعه بیشتر می‌توانید به این منابع مراجعه کنید: McGill Psychiatry | Dalhousie – CEH | ISTDP Institute – Resources | IEDTA

این منابع برای همکاران حرفه‌ای و مراجعانی که می‌خواهند پشتوانه علمی این رویکرد را دقیق‌تر بشناسند مفید هستند.

در ایران نیز کیفیت آموزش اهمیت بسیار زیادی دارد. من از بهار ۲۰۲۴ تحت سوپرویژن مسعود لئو عمادن هستم؛ درمانگری که سال‌ها آموزش مستقیم در سنت دوانلو داشته است. این زنجیره آموزش مستقیم، برای درمان موضوع حساسی مثل سوگ، اهمیت زیادی دارد.

چه کسانی بیشترین بهره را از درمان سوگ می‌برند؟

همه افرادی که فقدان را تجربه کرده‌اند، الزاماً به روان‌درمانی تخصصی نیاز ندارند. اما بعضی نشانه‌ها می‌گویند سوگ دیگر فقط یک روند طبیعی نیست و نیاز به مداخله دقیق‌تر دارد.

😔

افسردگی‌ای که ریشه‌اش روشن نیست

اگر مدت‌هاست با دل‌مردگی، ناامیدی یا بی‌لذتی زندگی می‌کنید، ممکن است سوگِ تجربه‌نشده در پس آن باشد. در این زمینه می‌توانید صفحه درمان افسردگی با D-ISTDP را هم ببینید.

😰

اضطرابِ مزمن پس از فقدان

گاهی غم به شکل اضطراب ظاهر می‌شود، نه اشک. اگر از دست دادن مهمی داشته‌اید و بعد از آن اضطراب شما شدید شده، صفحه درمان اضطراب با رواندرمانی پویشی نیز برایتان مفید است.

🤍

بی‌حسی هیجانی یا ناتوانی در گریه

اگر مدت‌هاست «هیچ‌چیز حس نمی‌کنید»، این لزوماً نشانه خوب بودن نیست؛ گاهی دفاعی در برابر سوگ است.

💢

خشم‌های بی‌ربط و انفجارهای ناگهانی

وقتی خشم اصلی به فقدان وصل نشده باشد، ممکن است در جاهای دیگر زندگی تخلیه شود.

🩺

علائم جسمانی بدون علت روشن

سردرد، دل‌درد، فشار سینه، خفگی یا خستگی مزمن که بعد از فقدان شروع شده‌اند، باید از این منظر هم بررسی شوند.

🔁

الگوهای تکراری در روابط

ترس از صمیمیت، وابستگی شدید یا فرار از نزدیکی ممکن است با فقدان‌های اولیه پیوند داشته باشد. برای این موضوع صفحه اختلالات ارتباطی؛ علائم، علل و درمان را هم ببینید.

اگر احساس می‌کنید سال‌هاست چیزی در درون شما «تمام نشده»، اگر فقدانی را حمل می‌کنید که هنوز در بدن یا روانتان زنده است، یا اگر بعد از از دست دادن، خودتان دیگر شبیه گذشته نشده‌اید، درمان سوگ با D-ISTDP می‌تواند مسیر مناسبی باشد.

سوالات متداول درباره درمان سوگ با D-ISTDP

❓ سوگ حل‌نشده دقیقاً چیست؟

سوگ حل‌نشده یعنی فرایند طبیعی عزاداری به دلیل دفاع‌ها، اضطراب یا هیجان‌های متعارض متوقف شده باشد. در این حالت، فرد فقط غمگین نیست؛ ممکن است افسرده، مضطرب، بی‌حس، جسمانی‌ساز یا از نظر رابطه‌ای دچار اختلال شده باشد.

❓ آیا خشم نسبت به فرد از دست‌رفته طبیعی است؟

بله. از نگاه D-ISTDP، خشم بخشی طبیعی از سوگ است. مشکل از خود خشم نیست؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد به دلیل شرم یا احساس گناه، آن را سرکوب کند. خشمِ تجربه‌نشده می‌تواند سوگ را قفل کند.

❓ آیا درمان سوگ فقط با صحبت کردن درباره خاطرات انجام می‌شود؟

خیر. در D-ISTDP هدف فقط روایت خاطرات نیست؛ بلکه تجربه زنده هیجان‌هایی است که در سوگ گیر کرده‌اند. وقتی فرد بتواند احساس واقعی‌اش را در بدن و رابطه درمانی تجربه کند، سوگ از حالت منجمد خارج می‌شود.

❓ چند جلسه برای درمان سوگ لازم است؟

تعداد جلسات به شدت سوگ، تاریخچه فقدان‌ها، ظرفیت هیجانی و میزان دفاع بستگی دارد. بعضی مراجعان در چند جلسه به تغییر مهمی می‌رسند، اما سوگ‌های پیچیده‌تر ممکن است به درمان طولانی‌تری نیاز داشته باشند.

❓ آیا سوگ حل‌نشده می‌تواند باعث علائم جسمی شود؟

بله. در بسیاری از موارد، هیجان‌های سرکوب‌شده سوگ از مسیر بدن تخلیه می‌شوند و به‌صورت فشار سینه، مشکلات گوارشی، خستگی مزمن، سردرد یا بی‌حسی ظاهر می‌شوند. درمان هیجانیِ دقیق می‌تواند به کاهش این علائم کمک کند.

❓ آیا سعید امدادی درمان سوگ را به‌صورت آنلاین هم انجام می‌دهد؟

بله. جلسات درمان به‌صورت حضوری و آنلاین برگزار می‌شوند. برای شروع، معمولاً یک جلسه ارزیابی اولیه پیشنهاد می‌شود تا مشخص شود مسئله اصلی شما سوگ حل‌نشده است یا خیر.

اگر فقدانی در شما تمام نشده، لازم نیست تنها بمانید

درمان سوگ قرار نیست به شما کمک کند «فراموش کنید». قرار است کمک کند آنچه نیمه‌تمام مانده، کامل شود. اگر احساس می‌کنید بعد از یک فقدان دیگر مثل قبل نشده‌اید، اولین قدم می‌تواند یک جلسه ارزیابی تخصصی باشد.

ثبت وقت درمان ←
تماس با ما

سعید امدادی
رواندرمانگر پویشی | متخصص D-ISTDP

بیش از ۱۰ سال تجربه بالینی در درمان سوگ حل‌نشده، اضطراب، افسردگی، اختلالات ارتباطی و رنج‌های هیجانی عمیق با رویکرد رواندرمانی پویشی کوتاه‌مدت فشرده. تحت سوپرویژن مسعود لئو عمادن، شاگرد مستقیم دکتر حبیب دوانلو.

شماره نظام: ۴۲۴۹۹ | پروانه اشتغال: ۱۲۵۶۴۳۳ | عضو APA: ۰۰۲۲۴۷۵۸ | عضو IEDTA
برای شروع، یک جلسه‌ی ارزیابی بگیرید — بی‌تعهد برای ادامه‌ی درمان.
ثبت وقت جلسه
ثبت وقت جلسه
آیکون پشتیبانی
تماس با من
بستن
طراحی سایت: ققنوس وب